کوفه جغرافیایی دور افتاده در سرزمینی دوردست نیست، مردمان هر شهری که به برق سکه های تزویر فریفته شوند کوفیند! سردار جنگل
سردار جنگل
 
 

پیاده روی وزیر امور خارجه کشورمان در خلال مذاکرات هسته ای با جان کری، وزیر امورخارجه آمریکا، بازتاب های متفاوتی در کشور داشت. طیف وسیعی از جریانات انقلابی کشور به این اقدام  وزیر امور خارجه ،واکنش منفی نشان داده و آن را در تقابل با منافع و عزت ملی کشور دانستند. اما عده ای نیز همچون نماینده همیشه در صحنه شهرستان لاهیجان! از سر سطحی نگری گفتند: ظریف و کری در مذاکرات راه بروند یا بنشینند چه فرقی می کند؟

در عرف دیپلماتیک حتی چگونه نشستن یک مقام سیاسی در مقابل همتای خود حساب شده و حاوی نکات ظریف و حرف های ناگفته است، چه برسد به پیاده روی و قدم زدن با دشمنی که سالها آرزوی یک کلمه سخن گفتن با دیپلمات های کشورمان را  داشت! البته اگر روابط سیاسی دو کشور دوستانه باشد،شاید بتوانند دو وزیر امور خارجه به اتفاق هم به استخر هم بروند! چنانکه بوش پسر در سفر خود به عربستان درجشن شمشیر اعراب شرکت کرد و با همتای سیاسی خود رقصید! اما وقتی هزاران مسئله لاینحل و مشکل ناتمام در مقابل دوکشور وجود دارد و درست یک روز قبل از پیاده روی ظریف، اوباما برای چندمین بار ایران را تهدید به حمله نظامی می کند،خروج از دیپلماسی معمول و قدم زدن با وزیرامورخارجه کشور دشمن، کاریست اشتباه و نتیجه ای جز زیر پا گذاشتن عزت ملی کشور ندارد.

هر چند مسئله فقط راه رفتن با وزیر امور خارجه آمریکا نیست، موضوع راه آمدن با دشمن است، که این راه آمدن، حتی از پیاده روی هم بدتر است! راه آمدن با دشمنی که  به پنجاه سال دشمنی خود با مردم ایران اعتراف می کند و گستاخانه این دشمنی را ادامه می دهد.

موضوع، تنها پیاده روی نیست، بلکه عزت و حیثیت کشور است که بدون گرفتن هیچ امتیازی زیر پا گذاشته می شود.مسئله، پیاده روی نیست، بلکه زیاده روی در دیپلماسی خنده است.

راه آمدن با دشمن قرار بود لرزه بر ساختار تحریم ها بیاندازد، اما  به شاکله، استقلال، عزت و غیرت ملی کشور لرزه انداخت! و 100 تحریم دیگر را برای کشور رقم زد! راه آمدن با دشمن قرار بود برای پاسپورت ایرانی احترام بیاورد،اما بی احترامی را برای پاسپورت نماینده دائم ایران در سازمان ملل به ارمغان آورد! چنانکه وزارت  امورخارجه نتوانست بعد از 300 روز ویزای نماینده خود در سازمان ملل را از آمریکا بگیرد و به ناچار شخص دیگری را معرفی کرد! راه آمدن با دشمن قرار بود چرخه سانتریفیوژ ها را با چرخه زندگی مردم همزمان بچرخاند، حال آنکه چرخ سانتریفیوژ ها از چرخش ایستاد و چرخه زندگی مردم نیز سخت تر از گذشته می چرخد!

 براستی حاصل دیپلماسی خنده و پیاده روی، و راه آمدن با دشمن، طی یکسال و نیم گذشته برای کشور چه بوده است؟


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل



نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 
 

حکایت این روزهای جناب رئیس جمهور، حکایت شخصی است که از بر ملا شدن واقعیتی هراس دارد و با شیوه ای نخ نما قصد دارد موضوع اصلی را عوض کند تا واقعیت نمایان نشود، لذا با بیان حرف های غیر ضرور و طرح  مباحث انحرافی، سعی در حاشیه سازی و کتمان حقیقت دارد. سخنان رئیس جمهور در «همایش اقتصاد ایران» را می توان بر پایه همین سخن تحلیل کرد. ایشان در «همایش اقتصاد ایران» تلویحا با طرح تقابل آرمان با منافع، موضوعی انحرافی را پیش می کشد و می گوید در میز مذاکرات کسی درباره اصول و آرمان سخن نمی گوید بلکه  منافع کشور مطرح است و در نهایت نتیجه می گیرد برخی از آرمانگرایان در توهم زندگی می کنند. یا با طرح موضوعی دیگر که اساسا ربطی به موضوع جلسه ندارد طرح رفراندم را مطرح و تمایل خود را برای برگزاری همه پرسی در خصوص مسایل کشور از جمله هسته ای بیان میکند. یا با کنایه، یک نهاد دولتی را متهم میکند که کار اقتصادی می کند ولی مالیات نمی دهد.  

اما واقعیت چیست که رئیس جمهور از آشکار شدن آن هراسان است و اینگونه با حاشیه سازی قصد دارد موضوع را مخفی نماید. واقعیت آن است که دولت محترم قریب به دوسال، بهبود وضعیت اقتصادی کشور را به رفع تحریم ها گره زده است و اکنون پس از گذشت  یک سال و نیم از توافق ژنو که رئیس جمهور از آن پیروزی ایران و شکست کشورهای غربی یاد می کرد، حاصلی جز افزایش برخی تحریم ها و ادامه تعلیق های هسته ای ایران نداشته! و اکنون که رئیس جمهور بی توفیق در عرصه مذاکرات هسته ای  به جای اینکه صادقانه درباره علل ناکامی دیپلماسی «تنش زدایی» و «اعتمادسازی» در یک سال و نیم گذشته و ارزیابی منصفانه از نتیجه این مدل سیاست خارجی در مواجهه با مستکبران سخن بگوید، با طرح مباحث جنجالی و حاشیه سازی به زعم خود در پی اقناع افکار عمومی و در حقیقت انحراف افکار عمومی از این بی توفیقی و حفظ پایگاه اجتماعی خود است. غافل از اینکه با ایجاد دودستگی  بین مردم به موافقان توافق ژنو و مخالفان آن و برهم ریختن انسجام سیاسی- اجتماعی، نه تنها پایگاهی برای خود حفظ نخواهد کرد بلکه با شکاف میان مردم خواسته های دشمنان کشور را برآورده خواهد کرد.  

اما در خصوص تمایل رئیس جهمور برای همه پرسی! برفرض که شرایط کشور هموار و موانع قانونی برای همه پرسی برطرف شد! آیا رئیس جمهور حاضر است در همه مسایل اساسی کشور به آرای مردم مراجعه کند؟ آیا ایشان حاضر می شود در خصوص یارانه ها هم به رای مردم مراجعه کند؟ آیا اگر مردم در همه پرسی یارانه ها خواستار دریافت 500 هزارتومان یارانه شدند آیا دولت توان برآورده کردن خواسته های مردم را دارد؟ مگر انصراف از یارانه ها خودش یک نوع همه پرسی نبود که مردم بر خلاف خواسته دولت از انصراف خودداری کردند؟طبق این منطق، ممکن است کسانی   هم متقابلا پیشنهاد دهند تصمیماتی که در دولت اتخاذ می‌شود از جمله عزل و نصب ها و… نیز به رفراندم گذاشته شود که در این صورت، هر روز باید یک رفراندم در کشور برگزار شود.   

اساسا آیا دولت تدبیر، در دنیای کنونی همه پرسی را تدبیر درستی برای پیشبرد اهداف کشور می داند؟ یا تنها با اهداف سیاسی قصد استفاده از این اهرم را دارد؟! ایشان در جایی دیگر، آرمان خواهی و پافشاری بر اصول را در تضاد با منافع کشور در سیاست خارجی  معرفی می کند. در حالی که اگر با نگاهی عمیق  و منطقی به موضوع آرمان ها و اصول نظام بنگریم، آرمانها، هیچ منافاتی با منافع کشور ندارد. به عنوان نمونه، سالها عده ای از اصلاح طلبان حمایت از لبنان و سوریه و عراق را در تضاد با منافع کشور قلمداد می کردند، اما امروز بر همگان روشن شد اگر حمایت ایران از این کشورها نبود اکنون بجای اینکه کیلومترها دورتر از مرزهای جمهوری اسلامی، جنگ های نیابتی را مدیریت می کردیم باید در کنار مرزهای کشور با اسرائیل و داعش می جنگیدیم. در هر صورت آنچه از سخنان جناب رئیس جمهور برداشت می شود همان بن بست مذاکرات است که ایشان قصد دارد بی تدبیری ها و بی توفیقی های یک سال و نیم گذشته را با همه پرسی به شکلی از سر خود واکند و بر دوش مردم بگذاردا و بدین ترتیب، افکار عمومی به جای توجه به علل ناکامی های دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی، سرگرم مباحث دیگر شود. و این یعنی نهایت استیصال و درماندگی دولت در مدیریت امور کشور. هر چند کسی با همه پرسی مخالف نیست چرا که همه پرسی، از ظرفیت های قانون اساسی کشور است، اما استفاده ابزاری و سیاسی از همه پرسی برای فرافکنی دون شان دولت تدبیر و امید است.


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

امام حسين (عليه السلام ) هنگام حرکت از مدينه به سوي مکّه وصيتنامه اي نوشت و به بردارش « محمد حنفيه تحويل داد؛ در اين وصيتنامه پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر بيان نمود و فرمود:

إنّي لَم اَخرُج اَشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنّما خَرجت لطَلَب الإصلاح في امه جدي (ص) أريدأن آمرَ بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسيرَسيره جدي و ابي علي بن علي بن ابيطالب»
«من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از مدينه خارج مي گردم، بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احيا و زنده کردن سنّت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علي بن ابيطالب است.
اکنون به بخش هایی از سخنان دکتر روحانی در جمع مردم زنجان توجه نمایید: «درس و پیام امام حسین (ع) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد.»
شاید از انبوه پیامها،درس ها و آموزه های عاشورا، درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین بدعتی است که جناب روحانی بر نهضت امام نهاده اند واگرنه محققین و مورخان تاریخ اسلام برای نهضت  و قیام امام حسین(ع) صدها پیام و درس نوشته اند اما تا کنون کسی این قیام را درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین معرفی نکرده است.  چنانکه از فهوای سخنان خود امام هم چنین پیامی درک نمی شود.
 بی تردید جناب روحانی بدعتی جدید در پیام عاشورا گذاشته اند و بزرگترین و با اهمیت‌ترین درس عاشورا، که همانا ایستادگی و مقاومت در برابر ظلم و ستم و زورگویی است را مذاکره و تعامل سازنده نام نهاده اند. البته می توان فهمید رئیس جمهور محترم، از چه به چنین تعبیری روی آورده اند. فشار افکار عمومی کشور و منتقدین مذاکرات هسته ای به دلیل مذاکرات طولانی مدت و بی نتیجه تیم هسته ای کشور با غرب، وی را برانداشت تا با توسل به این شیوه از بار روانی این فشار بکاهد. واگرنه درس کربلا هر چه بود درس تعامل سازنده و مذاکره نبود! اصل قضیه این بود که یزید قصد داشت از امام بیعت بگیرد اما امام امتناع نمود!« هيهات منا الذله » ما كجا و ذلت كجا! من با چنین فرد ظالمی هرگز بیعت نمی کنم! و شاید بتوان گفت عصاره درس عاشورا همین جمله« هيهات منا الذله » است و بس...


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
 

علی مطهری سیم ناکوک سنتور دولت

هر انسانی بزنگاهی دارد که اگر در آن بزنگاه نشیب، لجام تصمیم را بر انتخاب درست استوار نسازد، اسب سرکش نفس، افسار از او می رباید و در پوشش خردورزی او را به ورطه طغیان باطل می کشاند. این اصل را مولانا در مثنوی بسیار زیبا مطرح می کند.مولانا اندیشه را به بالی تشبیه می‌کند که برخی پرندگان را به سوی گورستان می‌برد و همان بال اندیشه، برخی دیگر را به سوی جلال و سلطانی : «بال، زاغان را به گورستان برد/ بال، شاهین را سوی سلطان برد». در واقع از دید او، اندیشه در کسی باعث گمراهی می‌شود و در دیگری سبب نیک سرانجامی. چون هر کسی که عقلش را به کار می‌اندازد، فکر می‌کند که خردورزی می‌کند، اما نمی‌داند که اندیشه‌اش به سرانجام نیکی می‌رسد یا نه؟
 
 مولوی راه رسیدن به سرانجامی نیک را، نیاز به دلیل راه می داند،هدایت کننده‌ای  که او را به راه راست رهنمون شود. درست همانند قطاری که از ریل می‌گذرد و اگر در آن بزنگاه حساس، سوزنبان علامت ندهد، قطار به بی راهه کشیده خواهد شد. مولوی می‌گوید که راهنما و دلیل راه، چنین نقشی دارد. یعنی بر سر دو راهی، انسان را هدایت می‌کند که به صراط مستقیم حق نایل شود.چنانکه خود به گرد شمس می چرخید و از روشنای خورشید وجود شمس بهره می جست.  امروز نیز شمس وجود ولایت همچون خورشیدی مسیر صعب انقلاب را می نمایاند و اگر مطهری به رغم فرصتی که در محضر رهبر انقلاب یافت تا موضوع رفع حصر را مطرح نماید و به رغم پاسخی که شنید و حجتی که بر او تمام شد، اکنون اما بر خلاف نظر ولایت، عرض دیگری معروض می دارد چه می توان گفت که قرآن می فرماید: في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضاً...
 
سوالات مطهری در نامه به رئیس جمهور پاسخ هایی روشن و بدیهی دارد و بعید است مطهری با این همه ادعای فضل از پاسخ به آنها درمانده باشد! نامه سطحی و سراسر مغلطه مطهری  به رئیس جمهور نه از سر تجاهل و بی بصیرتی که همان بزنگاهی است که او را به سوی غرض و مرض می غلطاند. او به رغم دانستن حقیقت موضوع، ابرام بر مسیر باطل دارد. او حاضر شده است نظام را قربانی کینه و خشم  خود از رئیس جمهور پیشین نماید. واگرنه کدام عاقلی است که ۸ماه تجاوز، تخریب و کودتای برنامه ریزی شده را در حد انتقاد و اعتراض به نظام تقلیل دهد و چشمان خود را بر روی آن همه فتنه گری ها ببندد. چه کسی است که از تاریخ اسلام کمترین اطلاع را داشته باشد واز سبقه تاریخی حصر مطلع نباشد و نداند که امیرالمومنین عایشه را در حالی که علیه حکومت وی خروج کرد محاکمه نکرد  و تا آخر خلافت خود، او را در مدینه محصور نمود و تا پایان عمر در حصر قرار داد. اساسا این چه زندانی است که سران فتنه با همه جنایت ها و خباثت های خود در حق نظام و مردم، در زمان حصر از مواهب طبیعی سواحل شمال بهره مند میشوند در زمان کسالت از بهترین امکانات پزشکی استفاده می کنند! ما اما هرگز دوست نمی داریم که مطهری را در کسوت نوری زاد ها ببینیم، اما پافشاری بر ادامه این مسیر دیری نیست که مطهری را روبروی نظام قرار دهد و بر چهره انقلاب چنگ اندازد.

 


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران صبح امروز در همایش سالانه سفرا و نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور که با حضور محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه برگزار شد گفت: عده‌ای شعار سیاسی می‌دهند اما بزدل سیاسی‌ هستند هروقت مذاکره می‌شود، می‌گویند می‌لرزیم؛ به جهنم، بروید جای گرم که نلرزید.

مروری گذرا بر ادبیات سیاسی دکتر روحانی درطول یکسال گذشته ما را با این واقعیت تاسف بار مواجه میکند که ایشان همواره در برابر منتقدین داخلی دولت از کلمات سخیف و توهین آمیز استفاده می کند و در مقابل، در مواجه با منتقدین و مخالفین نظام در خارج از کشور، از آنان با کمال ادب و احترام یاد میکند.
اوج این احترام، و تحسین مخالفین و دشمنان نظام، درست بعد از مکالمه تلفنی ایشان با اوباما مطرح شد که وی را فردی باهوش و مودب خطاب کرد.
یکی از انتقاداتی که به رئیس جمهور سابق می شد، درباره ادبیات سخنانش بود، زمانی رئیس جمهور وقت یک عده اغتشاشگر ، منافق و وطن فروش را"خس و خاشاک"،خطاب کرد در مقابل رسانه های زنجیره ایی اصلاح طلب تا چهار سال شدیدترین توهین ها و انتقادات را نثار وی نمودند،  البته احمدی نژاد درباره استکبار جهانی آمریکا و اسرائیل بی پروا سخن می گفت ، اما وقتی در مورد ملت ایران صحبت می کرد همیشه به صورت اغراق آمیز به تعریف و تمجید می پرداخت و هیچوقت مخاطبینش را به دو دسته ای که به او رای داده و نداده اند تقسیم نمی کرد، با وجودی که رای اکثریت قاطع را آورده بود نه نصف + نیم درصد آرا را!
اما رئیس جمهور فعلی درباره آمریکا و غرب رفتار بسیار مودبانه ای دارند ولی درمورد مخالفان داخلی خودشان و گروهی که به ایشان رای نداده اند، بدترین توهینها را بکار می برند. بی شناسنامه خواندن منتقدین، بی سواد خطاب کردن و امروز هم معرفی کردن منتقدین دولت به بزدلان سیاسی نشان از عزم  رئیس حقوق دان دولت برای خفه کردن نطق منتقدین و عدم تحمل گروهای سیاسی مخالف دارد. بیان حرفهای تند از عالی ترین مقام اجرایی کشور که خود را متین، اهل منطق، معتدل، حقوقدان و مدیر معرفی می کند جای بسی تاسف دارد!


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

America is a world power., He can even burn you alive defenseless baby a few months

!!?Why Death to America

برای شناخت ماهیت نظام لیبرال دموکراسی لازم نیست کتابهای قطور تئوریسین های این مکتب را ورق بزنیم یا در لابلای مکاتب بشری در پی چیستی مسلک و مرام لیبرال دموکراسی بگردیم، بلکه نیم نگاهی به اوضاع عراق،سوریه و غزه ما را با اصول و مبانی فکری و واقعیت مکتب لیبرال دموکراسی آشنا می کند.اگر بتوان سابقه  چندین ساله لیبرال دموکراسی را  در محفظه ای فشرد و از آن عصاره ای از یک حکومت بیرون آورد، بدون شک چیزی جز رژیم سفاک و کودک کش اسرائیل بیرون نخواهد آمد. در واقع اسرائیل میوه و عصاره لیبرال دموکراسی غرب است!

بسیار ساده اندیشانه است اگر گمان کنیم اسرائیل تافته ای جدا بافته از ماهیت غرب است. غربی ها با پز روشنفکری و ژست حقوق بشری در مقابل قریب به ۲۰۰۰ کشته از مردم غزه که اغلب زنان و کودکان بی گناه هستند نه تنها چشم  فرو بسته اند بلکه از اسرائیل حمایت میکنند. به عنوان نمونه در بحبوحه حملات جاری رژیم اسرائیل علیه نوار محاصره شده غزه، واشنگتن به این رژیم اجازه داد تا از انبار مهمات متعلق به امریکا استفاده کند.این انبار حاوی موشک‌ها، خودروهای زرهی و مهمات توپخانه‌ای هفته گذشته در اختیار اسرائیل قرار گرفت.به گفته یک مقام نظامی آمریکایی این انبار اضطراری در مکانی مخفی در داخل اراضی اشغالی قرار دارداین مقام رسمی خاطر نشان کرد: «آن‌ها درخواست استفاده از این انبار را مطرح نکردند اما ما به منظور انبار گردانی این انبار را در اختیارشان قرار دادیم.»درحالی که رژیم اسرائیل به قتل عام فلسطینیان در نوار محاصره شده غزه ادامه می‌دهد، هری رید عضو حزب دموکرات هشدار داد بودجه ۲۲۵ میلیون دلار مورد درخواست دولت اوباما برای کمک به اسرائیل در جریان جنگ فعلی احتمالا کافی نیست. این بخش کوچکی از کمک های آمریکا به رژیم خونخوار اسرائیل است.

چه کسی می تواند ادعا کند مردم عراق اکنون از لیبرال دموکراسی که آمریکا برایشان به ارمغان آورده مسرورند و یا مردم سوریه با حمایت داعش و مخالفان بشار در حال گذار از حکومتی دیکتاتور به حکومتی دموکرات هستند؟! یا مردم لیبی یا افغانستان در حال لذت بردن از دموکراسی آمریکایی هستند!؟ اساسا چه کسی باور می کند که آمریکایی که سابقه طولانی در سرنگونی رهبران دموکراتیک از جمله: "محمد مصدق" در ایران (۱۹۵۳)، "جاکوبو آربنز" در گوآتمالا(۱۹۵۴) و "سالوادور آلنده" در شیلی (۱۹۷۳) دارد، اکنون مدافع دموکراسی باشد. اکنون تمام ساختارهای ناشی از لیبرال دموکراسی غرب از جمله شورای امنیت، سازمان های جهانی مدافع حقوق بشر و ساختارهای بین المللی دموکراسی غربی، در مقابل نسل کشی اسرائیل در غزه دم فرو بستند. بدون شک خون کودکان بی گناه غزه علاوه برخیزش وجدان های بیدار مردم دنیا ، سیاست های دوگانه و دروغین حقوق بشری لیبرال دموکراسی غرب را بر ملا می کند و ریشه اسرائیل این جرثومه فساد و تباهی را برای همیشه برخواهد چید.




نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

درست ۳ ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری و قبل از انجام مذاکرات هسته ای،‌ تمام فعالیت‌های هسته ای کشور را به حالت تعلیق در می آوریم! تا محسابات خوش بینانه دولت تعلیق! که یکبار در سال 82 با تعلیق داوطلبانه فعالیتهای هسته ای مورد انتقاد قرار گرفته بود ، بار دیگر برای خوشبینی به غرب مورد آزمایش قرار گیرد! این اولین گام  اشتباه در محاسبات گروه مذاکره کننده بود!  تعلیق فعالیتهای هسته ای قبل از شروع مذاکرات! در واقع موضوع مورد مناقشه را از صورت مسئله حذف کردیم و بعد پای میز مذاکره نشستیم.وقتی قبل از مذاکره همه چیز را تعلیق می‌کنیم و دست خالی پشت میز مذاکره می نشینیم توقع داریم دشمن در هراس از چه چیزی به ما امتیاز بدهد؟ 

افسران - سانتریفوژ فوق مدرنی که قربانی توافق ژنو شد

 اما دومین اشتباه محاسباتی گروه مذاکره کننده پذیرفتن توافق هسته ای ایران با ۵+۱ بود. توافقی که در بندهای متعدد استقلال کشور را را مورد خدشه قرار می داد. تا ماه ها بعد از توافق، متن توافق نامه از دسترس مردم مخفی بود و کسی حتی نمایندگان مجلس نیز از متن توافق نامه مطلع نبودند. بعد از چندی متن توافق نامه با حذف بندهایی و سانسور بخشی از آن منتشر شد. تا اینکه طرف غربی متن توافق نامه را منعکس کرد و در نهایت وزارت خارجه مجبور شد اصل توافق نامه را منتشر نماید. با انتشار متن واقعی توافق نامه اعتراض برخی از نمایندگان و تعدادی از تشکلهای سیاسی نسبت به امتیازهای فراوان ایران به طرف غربی موجی از نگرانی ها و دلواپسی ها را در جامعه بوجود آورد! موج این انتقادها تا آنجا رسید که رئیس جمهور محترم، منتقدان توافق نامه ژنو را عده ای بی سواد و در نهایت بدون شناسنامه قلمداد کرد.

در طرف مقابل اما غرب بخش کوچکی از تحریم ها را تعلیق میکند. تحریم خودرو و صادرات پتروشیمی! برداشتن تحریم خودرو و بلافاصله ورود مشاوران و مدیران شرکت پژوی فرانسه برای نجات ورشکستگی شرکت پژو و لغو تحریم پتروشیمی برای از سر گیری محصولات پتروشیمی به اروپا که با قطع محصولات پتروشیمی ایران به اروپا دچار مشکلاتی شده بود! نشان از این واقعیت دارد که لغو هر دو تحریم، بصورت مستقیم منافع غرب را در پی دارد.

با مقدمات ذکر شده مشخص است دولت تدبیر و امید بر خلاف شعار خود که ما به توافق به هر قیمتی تن نمیدهیم اکنون خود را محتاج و نیازمند رسیدن به توافق میداند.بعد از ۱۲ ماه از شروع به کار دولت یازدهم و آنچه در صحنه فرهنگ و اقتصاد کشور اتفاق می افتد و فقدان برنامه مشخص برای بخشهای فرهنگی و اقتصادی کشور، حکایت از این دارد که دولت تدبیر! تمام موفقیت خود را برای کسب وجاهت و محبوبیت مردمی به توافق هسته ای گره زده است و توافق هسته ای و رفع تحریم ها را برای خود  بصورت پاشنه آشیل درآورده و به طرف غربی این ذهنیت را می دهد که ایران بیشتر از غرب محتاج این توافق است!

 وزیر امور خارجه ایران در مذاکراتی حضور پیدا می کند که معاون وزرای امور خارجه کشورهای 1+5 در آن شرکت می کنند. این رویه در مذاکرات وین 3 نیز تکرار شده است.در حالی که 6 کشور در سطح معاونین وزاری امور خارجه در مذاکرات شرکت کردند تیم مذاکره کننده ایرانی به ریاست محمد جواد ظریف و تا به امروز،  چهارده روز در این شهر اروپایی  اقامت کرده است. هر چند به گفته  عراقچی، معاون وزیر امور خارجه مذاکرات فشرده ای در وین 3 در جریان است اما سوال این جاست که حضور طولانی مدت وزیر امور خارجه در وین چه  توجیهی دارد؟ آیا تعطیل کردن تمامی عرصه های سیاست خارجی به بهای حضور غیرموثر و 20 روزه وین بیانگر احساس نیاز ایران به توافق نهایی نیست؟ آیا طرف غربی حضور غیرمتعارف ظریف در جریان مذاکرات را به معنای اشتیاق بیش از اندازه ایران برای حصول به توافق نهایی معنا نمی کند؟

پیش بینی ها نشان می دهد دولت دکتر روحانی رسیدن به توافقی هر چند ضعیف را بر عدم توافق هسته ای ترجیح میدهد و متاسفانه  با این دیدگاه مذاکرات هسته ای را پیش می برد! 


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 

درست 15 سال از آشوب 18 تیر سال ۷۸ می گذرد، آشوبی که هزینه بسیاری برای نظام داشت و همچون فتنه 88 نقش پررنگ اصلاح طلبان تند رو در آن مشهود است. چه کسی باور میکند آن فتنه عظیم بدون برنامه ریزی و تنها به دلیل بسته شدن روزنامه سلام ایجاد شده بود!در حالی که دلایلی متقن و مستند وجود دارد که مصطفی تاج زاده معاون سیاسی امنیتی وزارت کشور دولت خاتمی، تعدادی از مدیران و کارمندان جهاد دانشگاهی،معین وزیر علوم ، داوود سلیمانی عضو حزب مشارکت و معاون دانشجویی، کوهی مدیر کل سابق کوی دانشگاه و بخش هایی از دولت خاتمی هدایت مستقیم این فتنه عظیم را در دستور کار خویش داشتند و اینچنین بود که فتنه کوی دانشگاه به رغم دایره محدود خود گسترش یافت، چرا که عده ای در دولت با ریختن بنزین بر آتش این آشوب دامن می زدند و اما در بیرون با سخنرانی در جمع دانشجویان وانمود می کردند در حال آرام کردن فضا هستند! نماد این رفتار منافقانه نیز کسی نبود جز مصطفی تاج زاده، معاون سیاسی امنیتی وزارت کشور خاتمی! تاج زاده در جمع تعدادی از دانشجویانی که به سمت میدان فاطمی حرکت کرده و مقابل وزارت کشور تجمع نمودند و در آهنی وزارت کشور را از جا کندند با خونسردی سخنرانی می کند و به این جماعت که حدودا ۵۰۰ الی ۶۰۰ نفری می‌شدند می گوید: «شما چرا آمده اید اینجا؟ شما چرا درب وزارت کشور را از جا می‌کنید؟ اینجا که مال شماست. شما باید جای دیگری بروید و درب آنجا را بکنید.» و پای بلندگوی دستی مدام می‌گفت: «اینجا متعلق به خود شماست و شما اشتباهی آمده‌اید.»
این درحالی است که معین وزیر علوم استعفا می دهد و شب 17 تیر را با دانشجویان به اصطلاح معترض سپری میکند. داوود سلیمانی معاون ایشان نیز با محکومیت نیروی انتظامی از حرکت اعتراضی دانشجویان حمایت میکند!داوود سلیمانی عضو حزب مشارکت که در آن زمان معاون دانشجویی دانشگاه بود، روز هجدهم تیرماه به میان دانشجویان رفت تا فضا را قدری آرام کند اما صحبت هایی را مطرح کرد که بلافاصله با واکنش تند دانشجویان منجر شده و فضا را تندتر کرد . او به جای اینکه فضا را آرام کند، خطاب به دانشجویان گفت :«اینها ما را که نشسته‌ایم کتک می‌زنند، وای به حال شما که ایستاده‌اید!»

پایگاه شارلاتانیزم مطبوعاتی حامی دولت در روزنامه های زنجیره ای با تیتر های تنش آفرین برای تحریک مردم و دانشجویان کشته سازی میکند. تندترین شعار ها در مقابل کوی دانشگاه، توسط برخی افراد نقاب دار علیه نظام و رهبری و به نفع خاتمی داده میشود. برخی دانشجویان با پاره کردن عکس های مقام معظم رهبری عکس خاتمی را بالا برده و به نفع او شعار میدهند. حسین مظفر وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی در خاطرات خود در آن ایام میگوید: شب ۱۸ تیر دلم آرام نمی‌گرفت که به خانه بروم و اصلا خانه نرفتم وهمان شب رفتیم و درخیابان‌ها گشتیم و دیدیم افرادی عکس‌ آقای خاتمی را بالا گرفته‌اند و به نفع اقای خاتمی و علیه مقدسات شعارمی‌دهند و از آن طرف هم اتوبوس‌ها را آتش می‌زنند و شیشه‌ها را می‌شکنند. به میدان انقلاب رفتم   آن شب در اداره خوابیدم ونماز صبح خواندم و رفتم دولت.-برنامه سوم بود. تا رسیدیم به جلسه دولت گفتند بسم‌الله‌الرحمن الرحیم برنامه را باز کنید. از آن طرف بحران دارد اتفاق می‌افتد و آتش‌افکنان دارند پیشروی می‌کنند و اینها انگار ککشان هم نگزیده است. پرسیدم آقای خاتمی! دارید چه کار می‌کنید؟ جواب داد: داریم وارد دستور کار می‌شویم. گفتم: مگر شما خبر ندارید که دارد در جامعه چه می‌گذرد؟ دارند پاسگاه‌ها را می‌گیرند، دارند حمله می‌کنند دارند جلو می‌آیند. آن موقع هم تازه به کلانتری زیر پل حافظ رسیده بودند و می‌خواستند آنجا را بگیرند. گفت: می‌گویی چه کار کنیم؟ گفتم: باید بحث کنیم که این اوضاع و احوال را چه کنیم و چگونه جلوی چماقدارهایی را که دارند می‌زنند و می‌شکنند بگیریم. خاتمی گفت: به ما چه؟ ما که موافق نیستیم. گفتم: آخر عکس شما را بالای سرشان گرفته‌اند.مهاجرانی گفت هر که این غائله را بر پا کرده خودش جمعش می کند!خاتمی اگر علیه اینها موضع بگیرد از محبوبیتش کاسته می شود!

آری ۱۵ سال پس از کودتای نافرجام ۱۸ تیر ۷۸، هنوز بخش های مهمی از آن در پرده ابهام باقی مانده است. اما آنچه روشن و بدیهی است نقش تاثیرگذار بدنه دولت خاتمی در تهیج، تحریک و گسترش اعتراضات دانشجویی،برای وارد کردن فشار جهت عقب نشینی نظام از مواضع و آرمانهای انقلابی خود بود.

حادثه کوی دانشگاه،اعتصاب و تحصن مجلس ششم و فتنه سال 88 سه لکه سیاه و ننگین در پرونده سیاسی اصلاح طلبان است که تجربه تلخ آن برای دلسوزان نظام فراموش ناشدنی است.


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل


برای جماعتی از روشنفکران و برخی سیاسیون و دولتمردان دولت تدبیر و امیدکه همواره مبهوت و مغبون پیشرفت های غرب و مصداق ما نمیتوانیم  هستند بازی غرور آفرین بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران مقابل آرژانتین درسی فراموش نشدنی از ما می توانیم بود.همواره در مقابل این نظریه بومی که که می توان با اتکا به توان و استعداد داخلی و همت و تلاش مضاعف به پیشرفت دست یافت، نظریه دیگری وجود دارد که اصولا نگاه تحقیر آمیزی به توان داخلی کشور دارد که نمونه آن در سخنرانی جنجالی وزیر محترم خارجه دولت تدبیر و امید نمایان شد. آنجا که ایشان به صراحت توان نظامی ایران را نادیده می گیرد و می گوید: آمریکا می تواند با یک بمب کشور را نابود کند! بحث بر سر درست یا غلط بودن تعبیر ایشان از توان نظامی کشور نیست! بلکه مسئله نوع نگاه برخی مسئولان بلند پایه کشور است که ضعف و حقارت خود را در برابر غرب به جامعه تعمیم میدهند. در یک مقایسه، فوتبال آرژانتین چند سرو گردن از نظر تکنیک و محاسبات فنی بالاتر از فوتبال ایران است اما جنگندگی، غیرت و تلاش مضاعف بازیکنان این خلاء تکنیکی را پر کرد، و باعث احترام جهان به فوتبال ایران شد.این درحالی است که فقط در یک فاکتور یعنی مسافت دویده شده، بازیکنان ایران 8 کیلومتر بیشتر از آرژانتین دویدند. در عالم علم و تکنولوژی و صنعت نیز اینگونه است.قبول داریم که ما نسبت به پیشرفتهای علمی غرب سالها فاصله داریم اما تلاش مضاعف، همت و غیرت آمیخته با ایمان می تواند مارا با میانبری هدفمند به غرب برساند.چنانکه در هر عرصه ای که با اتکا به توان داخلی و همت مضاعف کاری را آغاز کردیم  نتیجه در خوری حاصل شد و گاهی در صدر کشورهای اول دوم جهان ایستادیم. دانش تولید سلولهای بنیادی،پیشرفتهای حیرت انگیز ایران در زیست فناوری،دستیابی به تکنولوژی هوا فضا و پرتاب ماهواره،پیشرفت های هسته ای، نانو تکنولوژی، پیشرفتهای نظامی و پزشکی و دها مورد دیگر که همگی در شرایط سخت و نفس گیر تحریم های غرب بدست آمده و مایه افتخار و مباهات است دلیلی است بر این مدعا.
و این همه مرهون مدیریت ها و تدابیر هوشمندانه رهبری فرزانه انقلاب و تلاش و همت و ایمان جوانان این مرز و بوم است. در این بین تنها رهبریست که یک تنه بر خودباوری جوانان کشور تاکید میکند و مسئولان را از چشم داشتن به خارج از مرزهای کشور برحذر میدارد و بر توان و استعداد داخلی توجه می دهد.طرح مسئله جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم، و تنظیم سند چشم انداز ایران1404  از سوی رهبری راهبرد ایشان برای رسیدن ایران به اوج قله های علم و پیشرفت است


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}