کوفه جغرافیایی دور افتاده در سرزمینی دوردست نیست، مردمان هر شهری که به برق سکه های تزویر فریفته شوند کوفیند! سردار جنگل
سردار جنگل
 

مدال افتخار

افسران - مدال افتخار
 
رهبری بر سینه فردی مدال افتخار می نشاند که 11 تفنگدارآمریکایی را همچون موش در قفس خود گرفتار کرد و دیگری بر سینه شخصی مدال شجاعت و افتخار می نشاند که ثمره خون شهیدان هسته ای را با سیمان پر کرد!!!

نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
 
ارزو میكنم سردار كه خدا دعایت را نشنود...
_ارزو میكنم كه حاج حسین همدانی بیقرارت نشود...
ارزو میكنم كه طلبیده نشوی...
سردار تو چشم و چراغ یك ملتی ...تو بیرق یك نسلی ...با ما بمان سردار...تو نماد یك ملتی سردار با ما بمان

تو ان شعری كه من جایی نمیخوانم ,كه میترسم
به جانت چشم زخم اید چو میگویند تحسینم

حاج قاسم سلیمانی
خداوندا برای ما نگهدارش...امین

نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

آمریکا سرانجام با حضور ایران در گفت‌وگوها درباره سوریه موافقت کرد. وزیر امور خارجه ایران در این اجلاس که روز جمعه خواهد بود شرکت می‌کند. سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: در اجلاس یک روزه وین که درباره سوریه برگزار می‌شود، وزرای خارجه روسیه، آمریکا، ایران و چندین کشور اروپایی و عربی شرکت خواهند کرد.

آنتونی بلینکن قائم‌مقام وزیر خارجه آمریکا در گفت‌وگو با شبکه فرانس۲۴ گفت بدون ایران سخت است بتوان راه‌ حلی را برای بحران سوریه تصور کرد. بلینکن گفت: ما از مشارکت ایران در گفت‌وگوهای سوریه استقبال می‌کنیم و عربستان سعودی نیز با این امر موافقت کرده است.

این در حالی است که در سالهای گذشته طی گفتگو های ژنو ۱ و ژنو ۲ آمریکایی ها به رغم تمایل دیگر طرفین مذاکرات، اما هرگز حاضر نشدند حضور ایران را بر سر میز مذاکرات سوریه بپذیرد. شاید عده ای توافق هسته ای ایران را دلیل این دعوت بدانند،اما این فرضیه به کلی منتفی است. چرا که حادثه منا و تحقیر دیپلماسی سازش در این حادثه نشان داد برجام نتوانسته وزن بیشتری به دیپلماسی دولت تدبیر ببخشد! ممانعت عربستان از صدور ویزا برای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت، عدم وقت ملاقات وزیر امور خارجه عربستان به ظریف، و درشت گویی مقامات عربستانی درباره عدم تحویل اجساد شهدای منا درست بعد از توافق برجام انجام شد. اگر قرار بود برجام دریچه ای باشد برای ارتقای جایگاه دیپلماسی ایران در مناسبات بین اللمللی قاعدتا باید تغییری در رفتار دیگر کشور های منطقه در آن برهه رخ می داد.

در همان ایام حتی امارات نیز معترض ایران شد و بار دیگر مدعی جزایر ایران شد! کشورهای منطقه و حتی مدعیان حقوق بشر اروپایی از بیان یک عرض تسلیت هم پرهیز کردند. بنابراین وزن دیپلماسی ایران در حضور ایران پشت میز مذاکرات سوریه دلیلی غیر از توافق هسته ای دارد. اما دلیل پذیرش ایران به عنوان کشوری صاحب نفوذ، توسط آمریکا، سیاست سازش، تسلیم و لبخند نیست بلکه دلیل پذیرش ایران در پشت میز مذاکرات، سیاست مقاومت وپایداری از اصول مسلم انقلاب است.

دست بالای ایران در صحنه میدانی سوریه باعث اقتدار کشور شد ایران پشت نظام سوریه ایستاد و اسد ماند! به رغم این که ائتلاف آمریکا و کشور های اروپایی و همچنین کشور های منطقه از جمله ترکیه، قطر، بحرین و عربستان نتوانستند بر اراده ایران برای حمایت از اسد خللی وارد نمایند.

در واقع این جریان مقاومت و همپیمانان ایران بود که توانست حقی برای ایران در مناسبات بین الملی ایجاد نماید و اکنون آمریکا اگر هم بخواهد نمی تواند از نقش تاثیر گذار ایران در مبارزه با تروریسم در منطقه چشم پوشی کند. افزایش حضور مستشاری ایران در سوریه باعث تقویت و تثبیت پایه‌های نظامی ارتش و جریان مقاومت در این کشور شد اخبار روزهای اخیر و افزایش شمار شهدای پاسدار ایران در سوریه نیز به همین دلیل است. در هر صورت ظریف درحالی روز جمعه در پشت میز مذاکرات وین حاضر می شود که حضور خود را مدیون ایستادگی ایران بر اصول منطقه ای خود و ایثار و مقاومت شهدای حرم در صحنه میدانی است.

واگرنه سیاست برجام، فرجامش زانو زدن ظریف در مقابل امیر قطر است، تا واسطه شود عادل الجبیر وزیر خارجه آل سعود به ظریف وقت ملاقات دهد! سیاست تسلیم نتیجه اش صادر نکردن ویزا برای حمید ابوطالبی نماینده جدید ایران در سازمان ملل توسط آمریکا ست! سیاست سازش نتیجه اش اخراج دانشجویان ایرانی در نروژ است! سیاست لبخند، نتیجه اش دستگیری، توهین و تراشیدن موی ۹ معلم ایرانی در امارات است. اما فاجعه منا نیز بار دیگر شکست سیاست لبخند و سازش را نمایان کرد. برخورد ضعیف دولتی‌ها با مقامات عربستانی و دست دادن ظریف با اوباما در سازمان ملل، آن هم در شرایطی که چیزی نزدیک به ۵۰۰ نفر از هموطنان ما در فاجعه منا به شهادت رسیده بودند، باعث شد تا مقام معظم رهبری شخصا عزت را به پاسپورت ایرانی بازگردانند و پادشاه عربستان را مجبور به همکاری کنند. قطعا عزتی که اکنون جمهوری اسلامی در قدرت چانه زنی دیپلماسی، در مذاکرات سوریه کسب نموده مدیون دیپلماسی مقاومت، ایثار و شهادت شهدای حرم است.

 


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

  

رئیس جمهور و دستگاه دیپلماسی کشور طبق روش معمول دولت تدبیر! در رابطه با کشتار صدها نفر از هموطنانمان در منا به دادن یک پیام بی اثر و خنثی اکتفا کردند. در حالی که حوادث بسیار کوچکتر در کشورهای دنیا اغلب، باعث لغو سفر رئیس جمهور و نیمه کاره رها کردن سفر آنان شده، اما رئیس جمهور کشورمان بعد از گذشت پنج روز از این جنایت بزرگ همچنان به سفر تشریفاتی خود ادامه داده و قرار است امروز دوشنبه به کشور بازگردد! همه پیگیری ها و دغدغه وزیر امور خارجه از این حادثه تلخ،  نصب تکه پارچه سیاهی است که  به یقه کت خود آویخته! و با  جان کری عکس یادگاری گرفته! آیا این رفتار منفعلانه دولت با عزت ملی کشور همخوانی دارد؟ آیا اگر حادثه ای به مراتب کم اهمیت تر از کشته شدن صدها ایرانی برای امریکایی ها اتفاق می افتاد، رییس جمهور امریکا همچنان به سفر های خارجی اش ادامه می داد و به دادن یک پیام بی اثر و خنثی اکتفا می کرد؟! رئیس جمهور آمریکا چندی پیش وقتی در مدرسه کوچکی تیراندازی رخ داد و چند نفر کشته شدند مرخصی سالیانه اش را لغو کرد و  به کاخ سفید برگشت. 

این در حالی‌ است که  رئیس جمهور از نیویورک امور را از طریق معاون اول خود پیگیری می کند و وزیر امور خارجه که همراه رئیس‌جمهور در سفر نیویورک به سر می‌برد، کار را به معاون منطقه‌ای خود واگذار کرده و از تحرک و جنبش دستگاه دیپلماسی برای رایزنی‌های گسترده بین‌المللی و منطقه‌ای در راستای فشار بر حکام سعودی برای همکاری با مسئولان کشورمان در رسیدگی به مجروحان و روشن شدن سرنوشت مفقودان  کمترین خبری نیست. 

وزیر اشاد ازطرف هیئت دولت مامور پیگیری امور مربوط به این حادثه می شود اما عربستان ویزا صادر نمی کند! وزیر امورخارجه در سازمان ملل از همتای خود درخواست ملاقات می کند اما وزیر گستاخ عربستان نمی پذیرد! همه تلاش دستگاه دیپلماسی کشور در این قضیه احضار کاردان عربستان در ایران بود! آیا نباید کاردار عربستان از کشور اخراج می شد؟؟ مماشات دولت با دولت خبیث عربستان قرار است تا کجا پیش برود!

جان باختن مظلومانه صدها ایرانی آن اندازه اهمیت داشت که رئیس‌جمهور سفرش به نیویورک را رها می‌کرد و برای مدیریت ماجرا شخصاً به کشور برمی‌گشت، یا وزیر امور خارجه  راهی کشور می‌شد تا مسئله‌ای به اهمیت جان صدها ایرانی گرفتار در سیطره ظلم حکام سعودی را از نزدیک نظارت و مدیریت می‌کرد.  
حقیقتا ارتباط دیپلماتیک ما با عربستان سعودی طی سالیان گذشته چه منفعتی برای کشور داشته مگر نه این است که معیار ارتباطات دیپلماتیک در کسب منافع ملی کشور ها تعریف میشود؟طی سالیان گذشته کجا جمهوری اسلامی توانسته از ارتباطات خود با عربستان سعودی منافع کشور را تامین نماید؟ در حالی که سعودی ها تا آنجا که توانسته اند علیه جمهوری اسلامی توطئه کرده اند؟ از کشتار بی رحمانه حاجیان در سال 66 گرفته تا حمیاتهای مادی و معنوی آل سعود از صدام! از حمایت هایش از طالبان و القاعده و داعش، تا حمایت از ترروریستهای خونخوار! از ایجاد نا امنی در کشور های متحد ایران تا بمب گذاری های تروریستی در عراق. از حمایت از جنگ طلبان و برهم زدن امنیت سوریه تا تجاوز وقیحانه به یمن و بحرین! آیا جز وقاحت، ظلم و خباثت چیزی دیگری از رژیم دیکتاتور آل سعود نصیب کشور و ملت ایران شده است!
اعتبار و ارزش پاسپرت ایرانی که رئیس جمهور قبل از انتخابات شعارش را می داد و از وعده های رئیس جمهور حقوق دان کشور بود،  نه با لبخند به دشمن و گرفتن عکس یادگاری با دشمنان قسم خورده کشور در کشاکش حادثه تلخ کشتار صدها حاجی ایرانی، و برخورد منفعلانه دستگاه دیپلماسی کشور با این واقعه، بلکه  با احترام به مردم و دفاع عزتمندانه از منافع ملت و مقاومت در برابر زورگویی دشمنان کشور بدست می آید. 

نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
در حالی که قرار بود ظریف دوشنبه گذشته برای نخستین مقصد دومین سفر منطقه ای خود راهی ترکیه شود به یکباره این سفر لغو شد. وزارت خارجه ایران و ترکیه با صدور اطلاعیه‌هایی جداگانه اما با محتوای مشترک، اعلام کردند که «به دلیل انطباق پیدا نکردن برنامه‌ها در این محدوده زمانی» این سفر لغو شده است.. 

 

محمد جواد ظریف  در چارچوب دور دوم سفرهای منطقه ای خود ، قرار بود که سفری کوتاهی به آنکارا داشته باشد تا با مولود چاووش اوغلو، همتای ترک خود دیدار و گفت و گو داشته باشد​.

به گزارش رجانیوز؛ در حالی که قرار بود ظریف دوشنبه گذشته برای نخستین مقصد دومین سفر منطقه ای خود راهی ترکیه شود به یکباره این سفر لغو شد. وزارت خارجه ایران و ترکیه با صدور اطلاعیه‌هایی جداگانه اما با محتوای مشترک، اعلام کردند که «به دلیل انطباق پیدا نکردن برنامه‌ها در این محدوده زمانی» این سفر لغو شده است..

درباره دلیل لغو این سفر گمانه زنی های مختلفی مطرح شد که یکی از قوی ترین دلایل انتشار مقاله ای از ظریف در روزنامه جمهوریت ترکیه در آستانه این سفر بوده است.

در این باره توجه به چند نکته خالی از لطف نیست:

۱. دولت ترکیه سفر وزیر خارجه ایران را به دلیل انتشار یک مقاله در روزنامه مخالف دولت لغو میکند. اما دولت ایران پس از توهینهای سنگین اردوغان به کشور و رهبری انقلاب با سلام و صلوات از اردوغان در تهران استقبال میکند.

۲. روزنامه جمهوریت یکی از روزنامه های لیبرال و به شدت ضد ایرانی ترکیه است.

۳. روزنامه جمهوریت تنها روزنامه ای است که در ترکیه اقدام به انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز مجله شارلی ابدو فرانسه کرد. (لینک خبر)

۴. چه میشود که وزیر خارجه دولت جمهوری اسلامی ایران دست به انتشار مقاله در چنین روزنامه ای میزند؟!!! پیدا کنید پرتقال فروش را!


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
آیا حرکت شخصی که زمانی در روستای خود قدم زده و اکنون انقلابی شده مذموم است یا انقلابی‌هایی که امروز تفریح خانوادگی آنها جت اسکی‌سواری و چتربازی است؟

سایت مرصادنیوز نوشت: اهانت هاشمی رفسنجانی در حالی است که اولا یکی از گلوگاه های اصلی رشد و بروز انقلاب اسلامی ایران روستاها و روستاییان هستند و مشخص نیست که چرا باید یک روحانی سیاستمدار از این جمله برای حمله به منتقدین سیاستهای خود استفاده کند.

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی که اینروزها سخنانش خوراک اصلی رسانه های معاند را تقویت می کند در یکی از اظهارات خود در راستای تحقیر برخی از منتقدانش می گوید:

 " کسانی که تا دیروز در روستاها قدم می زدند اکنون انقلابی شدند"

این جمله با اینکه برای تحقیر رویش های جریان انقلاب بیان می شود اما ناخودآگاه ذهن یک سیاست مدار متمکن و مشی لیبرالی وی در راستای تحقیر قشر مستضعف و روستایی جامعه را متجلی می کند.

شاید با شنیدن چنین جملاتی بشود به این موضوع بیشتر فکر کرد که چرا تیم اقتصادی منتسب به هاشمی رفسنجانی پروایی از گفتن این جمله نداشتند که در مسیر توسعه عده ای زیر چرخ حرکت کشور له می شوند و این طبیعی است...

سخنان هاشمی رفسنجانی در حالی است که اولا یکی از گلوگاه های اصلی رشد و بروز انقلاب اسلامی ایران روستاها و روستاییان هستند و مشخص نیست که چرا باید یک روحانی سیاستمدار از این جمله برای حمله به منتقدین سیاستهای خود استفاده کند.

اما به هر حال حتی اگر شخصی زمانی در روستای خود قدم زده است و اکنون انقلابی شده است مذموم است یا انقلابی هایی که امروز تفریح خانوادگی آنها جت اسکی سواری در سد لتیان و یا چتر بازی و خلبانی است؟

 برخی از تفریح های خانواده روستایی هاشمی رفسنجانی بعد از انقلاب

هاشمی بارها اعلام کرده است که از یک خانواده روستایی است. اما بعد از انقلاب گذری به تفریح های خانوادگی او برگرفته از کتاب خاطراتش شاید اهانت وی به روستاییانی که انقلابی شده اند را برای مردم کمی ملموس تر کند.

۱. هاشمی در خاطرات روز یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۷۰ مصادف با تاسوعای حسینی می‌نویسد: «یک نفر چینی پیش‌بینی کرده است که ساعت ۸ امروز زلزله‌ای به قدرت ۸/۶ ریشتر در تهران روی خواهد داد. آمدن ما به لتیان هم بی‌ارتباط با این نیست. گرچه خودم اصلا قبول ندارم فقط به خاطر بچه‌ها آمدم. با هلیکوپتر به سد لتیان آمدیم. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچه‌ها خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم، بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد. گرچه آسان است».

۲. کتاب خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی، با عنوان بازسازی و سازندگی (کارنامه و خاطرات سال ۶۸)، به اهتمام علی لاهوتی به چاپ رسید. این خاطره از این کتاب انتخاب گردیده است:

فرمانده و جانشین دانشکده پرواز نیروی هوایی آمدند. به خاطر تعلیم خلبانی به مهدی و یاسر در چند روز گذشته- که امروز مرحله ابتدایی پایان یافته- از آنها تشکر کردم.

در جای دیگری از کتاب آمده است: به خانه رفتم. سارا و مونا سرماخوردگی دارند و تب کرده‌­اند. یاسر نیز تب دارد و اخیراً در تمرین چتربازی به زمین افتاده و دستش آسیب دیده است.

 آقازاده محکوم کجاست؟

با تمام این تفاسیر شنیده ها حاکی از این است که علی رغم حکم زندان ۱۰ ساله مهدی هاشمی به دلیل اتهامات گسترده امنیتی و اقتصادی وی هنوز روانه بند نشده است.

آخرین خبر ها از سفر وی به شمال کشور حکایت دارد و این یعنی احتمالا فرزند هاشمی در روستاهایی از شمال که مورد اشاره پدرش بود در حال قدم زدن است.


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

  3

1- اگر میانگین سن درختان قطع شده خیابان امام خمینی شهر رشت را 50 سال در نظربگیریم (البته تعداد زیادی از آنها بیش از 60 سال عمر داشتند) در مجموع 1850 سال باید بگذرد تا 37 درخت 50 ساله رشد کند! این اتفاق با توجیه ایجاد هر طرحی باشد خطایی بس نابخشودنی و جنایتی در حق مردم و محیط زیست رشت است. حال آنکه قطع 37 اصله درخت کهنسال با ادله مضحک مدیران شهرداری برای ایجاد خط اتوبوس تندرو  اساسا غیر کارشناسی است! البته سکوت معنادار فعالان محیط زیست، استاندار  گیلان و کوتاهی شورای شهر و سازمان محیط زیست استان نیز قابل توجیه نیست! سالها پیش قطع یک درخت خشک شده که باعث ترویج خرافات در بین مردم محلی شده بود صدای اعتراض فعالان محیط زیست استان و کشور را تا آن طرف مرزهای کشور برده بود، اما اکنون قطع بی مجوز و شبانه 37 اصله درخت تنومند توسط شهرداری رشت اعتراضی را برنمی انگیزد! مدیران شهر دلیل قطع و ریشه کنی 37 اصله درخت در خیابان امام خمینی رشت را اجرای خط اتوبوس های تند رو برای کاهش آلودگی هوا و بار ترافیک شهر عنوان می کنند حال اینکه هر خودرو به طور متوسط در سال ۵/۲ تن دی اکسید کربن وارد جو می کند و در مقابل هر درخت سالانه  ۲/۱ تن دی اکسیدکربن جذب می کند. پس با یک حساب سر انگشتی قطع درخت به دلیل ایجاد جایگاه اتوبوس ،باعث افزایش آلودگی هوا می شود نه کاهش آلودگی هوا! اما آیا اساسا، می توان به بهانه توسعه شهر به تخریب فضای طبیعی و ریشه کنی درختان خیابان پرداخت؟آیا می توان بار ترافیک خیابان های شهر را بردوش درختان کهنسال شهر انداخت؟ آیا طرحی جایگزینی، بدون تخریب و قطع درختان امکان پذیر نبود؟ آیا ایجاد طرح ترافیک، زوج و فرد کردن، جلوگیری از آمد وشد خودروهای تک سرنشین قابل مطالعه و اجرا نبود؟ اصولا توسعه حمل و نقل ناوگان عمومی شهر نمی تواند جدا از دیگر مولفه های توسعه قرار گیرد. توسعه ای پایدار خواهد بود که همزمان به بقای ذخایر زیست محیطی شهر نیز توجه کند. توسعه پایدار شهری در همه دنیا برپایه استفاده معقول از منابع طبیعی بنا شده است. در این توسعه ملاحظات سه گانه طبیعی، رفاهی و اجتماعی در کنار هم لحاظ می شود. 

2- نگاهی گذرا به وضعیت اقتصادی،کشاورزی،فرهنگی و مسائل شهری استان گیلان به خصوص شهر رشت ما را با این واقعیت روبرو می کندکه وضعیت توسعه شهر رشت با سالهای گذشته تفاوت چندانی نکرده است! تنها تفاوت آن شاید مانور تبلیغاتی مسئولان استان و مدیران  در فضای رسانه ای استان است که مثلا نرخ بیکاری فلان درصد کاهش داشته! اما  مردم در اطراف و اکناف شهر و استان خود، نشانی از پیشرفت و توسعه مشاهده نمی کنند. توسعه در کلام و حرف قابل دست یابی نیست، توسعه را باید در برنامه و عمل جستجو نمود. بازگشایی کارخانه های نیمه تعطیل استان، تعویض ماشین آلات فرسوده و از رده خارج وجایگزینی تاسیسات مدرن و بروز در کارخانجات، توسعه حمل و نقل عمومی بدون آسیب به ذخایر زیست محیطی،مبلمان شهری و چینش درست ساختمان ها، وجود مراکز خرید ودسترسی آسان به آن،ترافیک روان،اقتصاد پایدار با افزایش ظرفیت نوآوری و جذب سرمایه گذاری بیرونی،احیاء صنایع سنتی، رونق صنعت توریسم و گردشگری،ارتقاء خدمات شهری و خدمات عمومی خلاقانه و پاسخگو ،ارتقاء کیفیت زندگی شهروندی،رودخانه هایی زلال و سیستم مدرن تصفیه فاضلاب های شهری و صنعتی و مهندسی بهداشت محیط شهری را می توان از جمله نمادهای توسعه شهر و استان قلمداد کرد. اما اکنون مسئولان و مدیران شهری بدون شعار زدگی و آمارهای غیر واقعی بفرمایند در کدام یک از شاخص های ذکر شده توسعه و پیشرفت داشته ایم؟ البته از مدیرانی که خود ذهنی توسعه نیافته دارند نمی توان انتظار توسعه شهر را داشت!


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 11351387_485886001576808_92837822939281270_n

 بسیار ساده انگارانه است اگر تصور کنیم توافق هسته ای برای حریف صرفا در حوزه هسته ای دارای اهمیت است و طرف مقابل تنها برای حصول اطمینان از اینکه ایران به سمت ساخت و تولید سلاح هسته ای نمی رود  فشار تحریم ها را  بر کشور تحمیل کرده است! هر چند برای منتقدین،دلواپسان و دوراندیشان، نقشه هدفمند و از پیش طراحی شده دشمن از قبل مشخص بود، اما محتویات و بندهای قطعنامه و توافق هسته ای بشکلی واضح ادعای منتقدین را ثابت نمود.1+5  بویژه ایالات متحده آمریکا، به بهانه جلوگیری از روند دست یابی ایران به تعبیر آنها به بمب هسته ای!  اهداف دیگری را دنبال نموده که به ذکر برخی از آنها بسنده می کنم: 

1- توان موشکی ایران یکی از ویژگی های قدرت استراتژیک ایران است  که هیچ کشوری در دنیا قادر به کتمان این موضوع نیست. این توان نیز از طریق صنعتی مونتاژ و وارداتی،بدست نیامده، بلکه به مدد تجربه های ارزنده کارشناسان متعهد ایرانی در 8 سال دفاع مقدس و مجاهدت های امثال تهرانی مقدم ها بوجود آمده است.البته دشمن بخشی از این توان را از طریق کمک مستشاری ایران و انتقال تکنولوژی آن در جنگ های نیابتی  33 روزه لبنان و 54 روزه غزه با اسرائیل چشیده، از این رو در بند های متعدد توافق و قطعنامه اخیر شورای امنیت، توسعه توان موشکی ایران برای 8 سال محدود شده است.محدودیت خریدوفروش تسلیحاتی به مدت ۵ سال و محدودیت موشک‌های بالستیک که قابلیت حمل کلاهک هسته ای را دارند تا هشت سال  در قطعنامه اخیر شورای امنیت وجود دارد.مسئله دیگر آنست که تاکنون جمهوری اسلامی ایران، این قطعنامه‌ها را نامشروع  وبه تعبیر دولت گذشته، کاغذ پاره می‌دانست و از اجرای آن خودداری می‌کرد، اما اکنون با ابراز تشکر وزارت خارجه کشورمان از صدور این قطعنامه! ایران ازاین ‌پس مجبور به انجام مفاد این قطعنامه‌هاست چراکه در صورت عدم تمکین برخلاف برجام عمل کرده است. 

2- قطعنامه 2231 راه را برای صدور مجوز جنگ  بین المللی علیه ایران هموار کرده است.در صورت نقض قطعنامه شورای امنیت توسط ایران، کشورهای ۱+۵ می توانند موضوع هسته ای ایران را ذیل ماده ۴۲ فصل هفتم منشور ملل متحد که به حمله نظامی جامعه جهانی علیه کشوری مشروعیت می بخشد، قرار دهند.درواقع دولت ایران با پذیرش قطعنامه جدید شورای امنیت و سازوکارهای ارائه شده در آن، عملا خود را متعهد به انجام آن می کند و بر اساس حقوق بین الملل در صورت نقض مفاد قطعنامه مذکور عملا راه برای قرار گرفتن موضوع هسته ای ایران ذیل ماده ۴۲ سازمان ملل (که به اقدامات نظامی مشروعیت بین المللی می دهد)، هموار می کند. 

3-رژیم بازرسی ها به رغم هشدارهای رهبری، متاسفانه بشکلی خطرناک در توافق تاکید شده است! بازرسی های فراتراز پرتکل الحاقی! این بازرسی ها در دنیا تنها در مورد یک کشور انجام شده است و آن هم عراق در زمان ریاست جمهوری صدام است! آنچه که در عراق اتفاق افتاد این بود که بعدها معلوم شد هدف واقعی بازرسان سازمان ملل که در چارچوب "آنسکام" تحقیق می‌کردند، در واقع خلع سلاح بیولوژیک شیمیایی و میکیروبی و هسته‌ای عراق نبود، بلکه بسیار فراتر از آن بود. کاری که در عراق انجام شد، شناسایی مکان‌های حساس نظامی در عراق و شناسایی فناوری موشکی که در عراق وجود داشت و می‌توانست برای دفاع در مقابل هر گونه حمله خارجی مورد استفاده قرار بگیرد،بود. شناسایی یگان‌ها و نیروهای زبده، شناسایی محل هایی که در آن تجهیزات نظامی متعارف انبار شده بود، انجام عملیات‌های جاسوسی برای به خدمت گرفتن کادرهای کلیدی در تشکیلات دفاعی و امنیتی رژیم صهیونیستی. اینها اتفاقاتی است که عملا در دل پروژه "آنسکام" رخ داد و منجر به این شد که وقتی در مارس 2003 حمله ای به عراق صورت گرفت، عملا هیچ قدرتی برای دفاع از خودش نداشت و بسیار فراتر از آن چیزی که خودش تصور می‌کرد، خلع سلاح شده بود. در واقع ابعاد پروژه خلع سلاحی که در رژیم بازرسی‌های ویژه علیه عراق محقق شد بسیار فراتر بود از ماموریت‌های ظاهری "آنسکام" که صرفا به سلاح‌های کشتار جمعی مربوط می‌شد. اکنون نیز بیم این می رود، همانطوری که بازرسی ها و مصاحبه با دانشمندان کشور باعث شناسایی و جاسوسی از دانشمندان و نهایتا ترور دانشمندان هسته ای شد، پذیرفتن بازرسی های فراتر از ان پی تی موجب جاسوسی امنیتی ودسترسی به اطلاعات نظامی کشور شود وو از این طریق امنیت ملی کشور به خطر بیفتد.در این باره گفتنی های بسیاری است که فعلا به همین اندازه بسنده می کنیم...


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
13940115021211923_PhotoL 

 تاریخ انقلاب اسلامی ایران مشحون از عبرت های راهگشا و پند آموزی است که درسهای بزرگی برای تدلوم انقلاب دارد.  مقطع کنونی نیز برهه حساس دیگری از تاریخ پندآموز انقلاب است. اینکه آیندگان چه قضاوتی در مورد این توافق هسته ای بنمایند بر ما روشن نیست، اما آنچه روشن و بدیهی است این است ، ملتی که زمانی پیشرفت های هسته  ای، غنی سازی 20 درصد و فرستادن موجود زنده به فضا را جشن میگرفت، اکنون اما عده ای، تعطیلی صنعت هسته ای و  محدودیت غنی سازی بیش از 5/3درصد را جشن می گیرند. اینفوگرافی این عده و بررسی عکسهای مربوط به آن شاید ما را به درکی درست از این واقعه برساند. این عده شمال شهر نشین که شاید تحریم ها کمترین تاثیر منفی را در روند زندگی آنها داشته، یک روز با شکست تیم ملی ایران از آرژانتین، بی دلیل به جشن و پایکوبی می نشینند و یک روزهم تعطیلی صنعت هسته ای را جشن می گیرند! این افراد قطعا بیشترین منفعت اقتصادی را از تحریم ها برده اند و در سالهای تحریم به دلیل بی ثباتی بازار و فراز و فرود ارزی - ریالی، سرمایه هاشان رقم نجومی پیدا کرده است. البته، بهانه این نوشته عکسی بود  از خوشحالی شخصی در جشن توافق هسته ای که توسط یکی از دوستانم به نگارنده ارائه شد. این دوست گرام، تعریف می کرد قبل از گرانی خودرو در سالهای 91-90 شخص متمکنی که در همسایگی آنها زندگی می کرد زمین بایری را در اطراف منزل مسکونی خود در اجاره خود درآورده و حدود 80 خودرو داخلی و خارجی را خریداری و در آنجا انبار می کند و درست 2 ماه بعد، همزمان با گرانی باورنکردنی و چند برابر شدن خودرو، آنها را به چند برابر قیمت خریداری شده می فروشد و از این نابسامانی و تنها در عرض چند ماه، سرمایه ای هنگفتی بدست می آورد.اما اوج داستان اینجاست که این شخص به اتفاق خانواده در یکی از عکس های مربوط به جشن هسته ای مشاهده شده و به جشن و پایکوبی برای توافق هسته ای مشغول بود و از تعطیلی برنامه هسته ای کشور ابراز خوشحالی می کرد...  

  • بی تردید اگر قرار بود به معنای واقعی مردم بابت توافق هسته ای جشنی برپا کنند نه تنها چند خیابان شمال شهر بلکه عموم مردم در اقصا نقاط شهر باید از این اتفاق خوشحال می شدند. مردمی که در تمام سالهای تحریم با استقامت و حضور خود در صحنه های انقلاب فشارهای های تحریم را تحمل کردند آنقدر فهم و شرافت داشتند تا بعد از محدود شدن توان استراتژیک و هسته ای کشور و ابهام در رفع تحریم ها به خوشحالی نپردازند. 


  • نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل


    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

    Flash Required

    Flash is required to view this media. Download Here.

    طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}