کوفه جغرافیایی دور افتاده در سرزمینی دوردست نیست، مردمان هر شهری که به برق سکه های تزویر فریفته شوند کوفیند! سردار جنگل
سردار جنگل
 

  3

1- اگر میانگین سن درختان قطع شده خیابان امام خمینی شهر رشت را 50 سال در نظربگیریم (البته تعداد زیادی از آنها بیش از 60 سال عمر داشتند) در مجموع 1850 سال باید بگذرد تا 37 درخت 50 ساله رشد کند! این اتفاق با توجیه ایجاد هر طرحی باشد خطایی بس نابخشودنی و جنایتی در حق مردم و محیط زیست رشت است. حال آنکه قطع 37 اصله درخت کهنسال با ادله مضحک مدیران شهرداری برای ایجاد خط اتوبوس تندرو  اساسا غیر کارشناسی است! البته سکوت معنادار فعالان محیط زیست، استاندار  گیلان و کوتاهی شورای شهر و سازمان محیط زیست استان نیز قابل توجیه نیست! سالها پیش قطع یک درخت خشک شده که باعث ترویج خرافات در بین مردم محلی شده بود صدای اعتراض فعالان محیط زیست استان و کشور را تا آن طرف مرزهای کشور برده بود، اما اکنون قطع بی مجوز و شبانه 37 اصله درخت تنومند توسط شهرداری رشت اعتراضی را برنمی انگیزد! مدیران شهر دلیل قطع و ریشه کنی 37 اصله درخت در خیابان امام خمینی رشت را اجرای خط اتوبوس های تند رو برای کاهش آلودگی هوا و بار ترافیک شهر عنوان می کنند حال اینکه هر خودرو به طور متوسط در سال ۵/۲ تن دی اکسید کربن وارد جو می کند و در مقابل هر درخت سالانه  ۲/۱ تن دی اکسیدکربن جذب می کند. پس با یک حساب سر انگشتی قطع درخت به دلیل ایجاد جایگاه اتوبوس ،باعث افزایش آلودگی هوا می شود نه کاهش آلودگی هوا! اما آیا اساسا، می توان به بهانه توسعه شهر به تخریب فضای طبیعی و ریشه کنی درختان خیابان پرداخت؟آیا می توان بار ترافیک خیابان های شهر را بردوش درختان کهنسال شهر انداخت؟ آیا طرحی جایگزینی، بدون تخریب و قطع درختان امکان پذیر نبود؟ آیا ایجاد طرح ترافیک، زوج و فرد کردن، جلوگیری از آمد وشد خودروهای تک سرنشین قابل مطالعه و اجرا نبود؟ اصولا توسعه حمل و نقل ناوگان عمومی شهر نمی تواند جدا از دیگر مولفه های توسعه قرار گیرد. توسعه ای پایدار خواهد بود که همزمان به بقای ذخایر زیست محیطی شهر نیز توجه کند. توسعه پایدار شهری در همه دنیا برپایه استفاده معقول از منابع طبیعی بنا شده است. در این توسعه ملاحظات سه گانه طبیعی، رفاهی و اجتماعی در کنار هم لحاظ می شود. 

2- نگاهی گذرا به وضعیت اقتصادی،کشاورزی،فرهنگی و مسائل شهری استان گیلان به خصوص شهر رشت ما را با این واقعیت روبرو می کندکه وضعیت توسعه شهر رشت با سالهای گذشته تفاوت چندانی نکرده است! تنها تفاوت آن شاید مانور تبلیغاتی مسئولان استان و مدیران  در فضای رسانه ای استان است که مثلا نرخ بیکاری فلان درصد کاهش داشته! اما  مردم در اطراف و اکناف شهر و استان خود، نشانی از پیشرفت و توسعه مشاهده نمی کنند. توسعه در کلام و حرف قابل دست یابی نیست، توسعه را باید در برنامه و عمل جستجو نمود. بازگشایی کارخانه های نیمه تعطیل استان، تعویض ماشین آلات فرسوده و از رده خارج وجایگزینی تاسیسات مدرن و بروز در کارخانجات، توسعه حمل و نقل عمومی بدون آسیب به ذخایر زیست محیطی،مبلمان شهری و چینش درست ساختمان ها، وجود مراکز خرید ودسترسی آسان به آن،ترافیک روان،اقتصاد پایدار با افزایش ظرفیت نوآوری و جذب سرمایه گذاری بیرونی،احیاء صنایع سنتی، رونق صنعت توریسم و گردشگری،ارتقاء خدمات شهری و خدمات عمومی خلاقانه و پاسخگو ،ارتقاء کیفیت زندگی شهروندی،رودخانه هایی زلال و سیستم مدرن تصفیه فاضلاب های شهری و صنعتی و مهندسی بهداشت محیط شهری را می توان از جمله نمادهای توسعه شهر و استان قلمداد کرد. اما اکنون مسئولان و مدیران شهری بدون شعار زدگی و آمارهای غیر واقعی بفرمایند در کدام یک از شاخص های ذکر شده توسعه و پیشرفت داشته ایم؟ البته از مدیرانی که خود ذهنی توسعه نیافته دارند نمی توان انتظار توسعه شهر را داشت!


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 11351387_485886001576808_92837822939281270_n

 بسیار ساده انگارانه است اگر تصور کنیم توافق هسته ای برای حریف صرفا در حوزه هسته ای دارای اهمیت است و طرف مقابل تنها برای حصول اطمینان از اینکه ایران به سمت ساخت و تولید سلاح هسته ای نمی رود  فشار تحریم ها را  بر کشور تحمیل کرده است! هر چند برای منتقدین،دلواپسان و دوراندیشان، نقشه هدفمند و از پیش طراحی شده دشمن از قبل مشخص بود، اما محتویات و بندهای قطعنامه و توافق هسته ای بشکلی واضح ادعای منتقدین را ثابت نمود.1+5  بویژه ایالات متحده آمریکا، به بهانه جلوگیری از روند دست یابی ایران به تعبیر آنها به بمب هسته ای!  اهداف دیگری را دنبال نموده که به ذکر برخی از آنها بسنده می کنم: 

1- توان موشکی ایران یکی از ویژگی های قدرت استراتژیک ایران است  که هیچ کشوری در دنیا قادر به کتمان این موضوع نیست. این توان نیز از طریق صنعتی مونتاژ و وارداتی،بدست نیامده، بلکه به مدد تجربه های ارزنده کارشناسان متعهد ایرانی در 8 سال دفاع مقدس و مجاهدت های امثال تهرانی مقدم ها بوجود آمده است.البته دشمن بخشی از این توان را از طریق کمک مستشاری ایران و انتقال تکنولوژی آن در جنگ های نیابتی  33 روزه لبنان و 54 روزه غزه با اسرائیل چشیده، از این رو در بند های متعدد توافق و قطعنامه اخیر شورای امنیت، توسعه توان موشکی ایران برای 8 سال محدود شده است.محدودیت خریدوفروش تسلیحاتی به مدت ۵ سال و محدودیت موشک‌های بالستیک که قابلیت حمل کلاهک هسته ای را دارند تا هشت سال  در قطعنامه اخیر شورای امنیت وجود دارد.مسئله دیگر آنست که تاکنون جمهوری اسلامی ایران، این قطعنامه‌ها را نامشروع  وبه تعبیر دولت گذشته، کاغذ پاره می‌دانست و از اجرای آن خودداری می‌کرد، اما اکنون با ابراز تشکر وزارت خارجه کشورمان از صدور این قطعنامه! ایران ازاین ‌پس مجبور به انجام مفاد این قطعنامه‌هاست چراکه در صورت عدم تمکین برخلاف برجام عمل کرده است. 

2- قطعنامه 2231 راه را برای صدور مجوز جنگ  بین المللی علیه ایران هموار کرده است.در صورت نقض قطعنامه شورای امنیت توسط ایران، کشورهای ۱+۵ می توانند موضوع هسته ای ایران را ذیل ماده ۴۲ فصل هفتم منشور ملل متحد که به حمله نظامی جامعه جهانی علیه کشوری مشروعیت می بخشد، قرار دهند.درواقع دولت ایران با پذیرش قطعنامه جدید شورای امنیت و سازوکارهای ارائه شده در آن، عملا خود را متعهد به انجام آن می کند و بر اساس حقوق بین الملل در صورت نقض مفاد قطعنامه مذکور عملا راه برای قرار گرفتن موضوع هسته ای ایران ذیل ماده ۴۲ سازمان ملل (که به اقدامات نظامی مشروعیت بین المللی می دهد)، هموار می کند. 

3-رژیم بازرسی ها به رغم هشدارهای رهبری، متاسفانه بشکلی خطرناک در توافق تاکید شده است! بازرسی های فراتراز پرتکل الحاقی! این بازرسی ها در دنیا تنها در مورد یک کشور انجام شده است و آن هم عراق در زمان ریاست جمهوری صدام است! آنچه که در عراق اتفاق افتاد این بود که بعدها معلوم شد هدف واقعی بازرسان سازمان ملل که در چارچوب "آنسکام" تحقیق می‌کردند، در واقع خلع سلاح بیولوژیک شیمیایی و میکیروبی و هسته‌ای عراق نبود، بلکه بسیار فراتر از آن بود. کاری که در عراق انجام شد، شناسایی مکان‌های حساس نظامی در عراق و شناسایی فناوری موشکی که در عراق وجود داشت و می‌توانست برای دفاع در مقابل هر گونه حمله خارجی مورد استفاده قرار بگیرد،بود. شناسایی یگان‌ها و نیروهای زبده، شناسایی محل هایی که در آن تجهیزات نظامی متعارف انبار شده بود، انجام عملیات‌های جاسوسی برای به خدمت گرفتن کادرهای کلیدی در تشکیلات دفاعی و امنیتی رژیم صهیونیستی. اینها اتفاقاتی است که عملا در دل پروژه "آنسکام" رخ داد و منجر به این شد که وقتی در مارس 2003 حمله ای به عراق صورت گرفت، عملا هیچ قدرتی برای دفاع از خودش نداشت و بسیار فراتر از آن چیزی که خودش تصور می‌کرد، خلع سلاح شده بود. در واقع ابعاد پروژه خلع سلاحی که در رژیم بازرسی‌های ویژه علیه عراق محقق شد بسیار فراتر بود از ماموریت‌های ظاهری "آنسکام" که صرفا به سلاح‌های کشتار جمعی مربوط می‌شد. اکنون نیز بیم این می رود، همانطوری که بازرسی ها و مصاحبه با دانشمندان کشور باعث شناسایی و جاسوسی از دانشمندان و نهایتا ترور دانشمندان هسته ای شد، پذیرفتن بازرسی های فراتر از ان پی تی موجب جاسوسی امنیتی ودسترسی به اطلاعات نظامی کشور شود وو از این طریق امنیت ملی کشور به خطر بیفتد.در این باره گفتنی های بسیاری است که فعلا به همین اندازه بسنده می کنیم...


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
13940115021211923_PhotoL 

 تاریخ انقلاب اسلامی ایران مشحون از عبرت های راهگشا و پند آموزی است که درسهای بزرگی برای تدلوم انقلاب دارد.  مقطع کنونی نیز برهه حساس دیگری از تاریخ پندآموز انقلاب است. اینکه آیندگان چه قضاوتی در مورد این توافق هسته ای بنمایند بر ما روشن نیست، اما آنچه روشن و بدیهی است این است ، ملتی که زمانی پیشرفت های هسته  ای، غنی سازی 20 درصد و فرستادن موجود زنده به فضا را جشن میگرفت، اکنون اما عده ای، تعطیلی صنعت هسته ای و  محدودیت غنی سازی بیش از 5/3درصد را جشن می گیرند. اینفوگرافی این عده و بررسی عکسهای مربوط به آن شاید ما را به درکی درست از این واقعه برساند. این عده شمال شهر نشین که شاید تحریم ها کمترین تاثیر منفی را در روند زندگی آنها داشته، یک روز با شکست تیم ملی ایران از آرژانتین، بی دلیل به جشن و پایکوبی می نشینند و یک روزهم تعطیلی صنعت هسته ای را جشن می گیرند! این افراد قطعا بیشترین منفعت اقتصادی را از تحریم ها برده اند و در سالهای تحریم به دلیل بی ثباتی بازار و فراز و فرود ارزی - ریالی، سرمایه هاشان رقم نجومی پیدا کرده است. البته، بهانه این نوشته عکسی بود  از خوشحالی شخصی در جشن توافق هسته ای که توسط یکی از دوستانم به نگارنده ارائه شد. این دوست گرام، تعریف می کرد قبل از گرانی خودرو در سالهای 91-90 شخص متمکنی که در همسایگی آنها زندگی می کرد زمین بایری را در اطراف منزل مسکونی خود در اجاره خود درآورده و حدود 80 خودرو داخلی و خارجی را خریداری و در آنجا انبار می کند و درست 2 ماه بعد، همزمان با گرانی باورنکردنی و چند برابر شدن خودرو، آنها را به چند برابر قیمت خریداری شده می فروشد و از این نابسامانی و تنها در عرض چند ماه، سرمایه ای هنگفتی بدست می آورد.اما اوج داستان اینجاست که این شخص به اتفاق خانواده در یکی از عکس های مربوط به جشن هسته ای مشاهده شده و به جشن و پایکوبی برای توافق هسته ای مشغول بود و از تعطیلی برنامه هسته ای کشور ابراز خوشحالی می کرد...  

  • بی تردید اگر قرار بود به معنای واقعی مردم بابت توافق هسته ای جشنی برپا کنند نه تنها چند خیابان شمال شهر بلکه عموم مردم در اقصا نقاط شهر باید از این اتفاق خوشحال می شدند. مردمی که در تمام سالهای تحریم با استقامت و حضور خود در صحنه های انقلاب فشارهای های تحریم را تحمل کردند آنقدر فهم و شرافت داشتند تا بعد از محدود شدن توان استراتژیک و هسته ای کشور و ابهام در رفع تحریم ها به خوشحالی نپردازند. 


  • نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل


    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

    روز جهانی قدس میراث ارزشمند بنیانگذارجمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی)ره) است. روز قدس خروش امتی است که با اعتصام به حبل الهی، فریاد ظلم ستیزی و اعتلائ اسلام سر می دهد. روز قدس پیام وحدت و یکپارچکی امت جهانی اسلام است که مسلمانان جهان را به همدلی و انسجام در مقابل استعمار واستکبار به ویژه اسرائیل غاصب دعوت می کند.متاسفانه امروز با فرقه سازی های برنامه ریزی شده، شاهد ظلم و تعدی به مسلمانان به خصوص شیعیان جهان هستیم. کشتار بی رحمانه مردم مظلوم یمن توسط وهابی های آل سعود، قتل عام و آوارگی میلیون ها نفراز زنان و کودکان بی دفاع  درسوریه و عراق، توسط خوارج داعشی و خفقان وسرکوب در بحرین، توسط رژیم آل خلیفه و مزدوران  نظامی سعودی، نمونه ای از این جنایات ددمنشانه در میان سکوت مجامع بین المللی و داعیه داران حقوق بشر است. بی شک نگاه دوراندیشانه امام در غده سرطانی نامیدن اسرائیل، امروز بیش از پیش برایمان نمایان گشته، چرا که رژیم نامشروع اسرائیل مسبب همه جنایات، فتنه گری ها و نا امنی های منطقه است. و این حوادث خونباردر منطقه، نتیجه اعتماد به مجامع بین المللی و آمریکاست. امروز داعشی ها، همان خوارج اند که از صلب ناپاک ابن ملجم های زمان بیرون آمده و به جان مسلمانان منطقه افتاده اند. امروزتئوریسین های صراط های مستقیم باید پاسخگوی قرائت داعش ازاسلام باشند.امروز تحریف تفکر ناب اسلام و به تبع آن تحریف اندیشه های زلال رهبر کبیر انقلاب، توسط عده ای از مدعیان خط امام، خطری جدی برای انقلاب است. امروز، روز شرمندگی  فتنه گران وحامیان شعارانحرافی نه غزه نه لبنان است. روزایستادگی مردمی است که زیر بار تحریم های سنگین هسته ای، همچنان شعار ایستادگی و مقاومت سر می دهند. ما اعتقاد داریم امروز صلح امام حسن اتفاق نخواهد افتاد، اگر چه شاید، عده ای خواص، در لباس اشعث و ابوموسی باشند، اما آحاد جامعه عماروار، بصیر و هوشیاردر صحنه دفاع از انقلاب و رهبری تا پای جان ایستاده اند. البته، منطقی که حماسه عاشورای 61 هجری را، طرح مذاکره با طاغوت یزید تلقی کند، حق دارد شرایط امروزکشور را با شرایط صلح امام حسن منطبق بنامد.اما این تحلیل غلط ظلم به ملت بزرگ و انقلابی ایران است.خطای بزرگی است اگرسستی و خستگی خود را در ادامه راه و آرمانهای انقلاب، به مردم غیور و انقلابی کشور تعمیم دهیم. مردمی که در مقاطع حساس کشور، که آخرین آن تشییع جنازه شهدای غواص بود، نشان دادند هرگز دست از اهداف انقلاب خود بر نخواهند داشت.


    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

    بعد از بیانیه یا توافق لوزان موجی از خوشنودی و شعف در میان برخی تحلیل گران و عمده رسانه های داخلی شکل گرفت. این موج سهمگین به شکلی بود که برخی از تریبون های حاکمیتی و حتی برخی نهاد های نظامی و شخصیت های سیاسی را برای عقب نماندن از قافله و متهم نشدن به مخالفت با توافق و مذاکرات هسته ای به تقدیر و تشکر از تیم هسته ای کشور وادار نمود و توافق ابهام آمیز و مورد خدشه لوزان را، دفاع تیم هسته ای از حقوق ملت خواندند. جریان اصلاح طلب و حامی دولت نیز با استفاده از از همین موج حمایتی نهادهای حکومتی، اندک مخالفان و منتقدان باقی مانده هسته ای را به سکوت دعوت نموده و تا آنجا پیش رفتند که انتقاد از توافق لوزان را مخالفت با رهبری قلمداددکردند. و در نهایت نتیجه گیری کردند که جزئیات توافق لوزان با اطلاع رهبری و تحت نظر ایشان انجام شده است واگرنه، نهاد ها و تریبونهای حکومتی به این صراحت به میدان موافقت با توافق لوزان نمی آمدند! اکنون اما سخنان حکیمانه رهبری نظام در جمع مداحان کشور ثابت کرد که رهبری معظم  انقلاب، نه اینکه هیچ دخالتی بر جزئیات مذاکرات هسته ای ندارند بلکه بار دیگر بر رعایت خطوط قرمز نظام و چارچوب های مشخص شده اصرار دارند.و ابراز خوشحالی ها و پام تقدیر و تشکر ها را در حالی که کار خاصی انجام نشده بی مورد و بی معنی قلمداد فرمودند. هر چند برای اهل بصیرت از همان روز اول مذاکرات، نظر رهبری مشخص بود اما تعجب ما از عدم تحلیل درست وقایع  است که عده بسیاری از شخصیت های سیاسی و نهاد های حکومتی کشور را به ورطه اشتبا و تحلیل نادرست از شرایط کشاند! 

    رهبر معظم انقلاب در سخنان خود با وزن دادن به منتقدان توافق لوزان که جریان اصلاح طلب و حامی دولت همواره بر قلت این جریان تاکید داشت وسعی بر نادیده گرفتن منتقدان می کرد، دولت را موظف نمودند با منتقدان شاخص توافق لوزان نشست برگزار نموده و حرف های منتقدان را شنیده و آنها را قانع کنند. 

    در طول یک سال و نیم گذشته جریان حامی دولت همواره بر این نکته تاکید می کردکه جزئیات مذاکرات هسته ای زیر نظر رهبری است و رهبری در جریان جزئیات مذاکرات هستند. در حالی که رهبری در سخنان اخیر خود این موضوع را رد نموده و دخالت خود در جزئیات مذاکرات را سخنی غیر دقیق دانستند.

    تاکید رهبری معظم انقلاب بر چارچوب ها و خطوط قرمز نیز بار دیگر نشان داد که معنی شعار همدلی و همزبانی ملت و دولت، لزوما موافقت با توافق لوزان نیست! و رهبری معظم انقلاب همچون گذشته بر منافع ملی کشور تاکید دارند و در عین حال از توافقی که عزت و استقلال کشور را در پی داشته باشد حمایت می کند، تحت هیچ شرایطی تسلیم فضا سازی های متظاهرانه نمی شود و منافع کلان کشور را بر منفعت های زودگذر جریانات سیاسی ترجیح نمی دهد.


    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
     
     
    لغو تحریم ها بلافاصله بعد از توافق، تنظیم بدون ابهام توافق بطوری که طرف آمریکایی نتواند برداشتی متفاوت از آن نماید،تاکید بر 190 هزار سو غنی سازی،و نهایتا تاکیدرهبری بر یک مرحله ای بودن توافق، از جمله خط قرمزهای نظام و نقشه راه تیم مذاکره کننده بود. که متاسفانه آنچه از متن توافق لوزان برداشت می شود عبور از خطوط قرمز نظام و دادن امتیازات فراوان به طرف غربی است. هرچند در خصوص توافق لوزان مسائل و مباحث فراوانی قابل بررسی است، اما تنها به 5 عنوان در متن بیانیه اشاره و مابقی را به فرصت دیگری موکول میکنیم...

     1- در متن توافق لوزان آمده است، فقط بخشی از تحریم‌ها تعلیق می‌شود، توجه داشته باشید تعلیق به جای لغو! همین تعلیق نیز قرار است در فاصله 10 تا 15 ساله صورت پذیرد،همچنین، تعلیق بخشی از تحریم‌ها  نیز به گزارش آژانس و راستی‌آزمایی تعهدات ایران موکول شده است در حالی که آژانس در طی سالهای گذشته با وجود اطمینان از صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران، تاکنون حاضر به تایید صلح آمیز بودن انرژی هسته ای ایران نشده و همواره با دوپهلو سخن گفتن راه را برای تحریم های دیگر باز گذاشته است! معنای  واژه گام به گام تعلیق تحریم ها در متن توافقنامه لوزان دقیقا تعلیق تحریم ها در بازه زمانی 10 تا 15 ساله را مورد تاکید قرار داده است. 

    2- متاسفانه در همان ساعات اولیه توافق، دو طرف، دو سند متفاوت منتشر کردند که نشان از ابهام در متن بیانیه داشت که مجددا موجب سوء برداشت طرفین شد.  

    3-طرف ایرانی برای فرار از دو مرحله ای نامیده شدن توافق هسته ای که مورد نکوهش و منع رهبری بود، نام بیانیه مطبوعاتی برآن گذاشت تا بدینوسیله توافق دو مرحله ای را بتواند توجیه نماید.  

    4- تاکید رهبری برای نیاز کشور به 190 هزاررسو اورانیوم غنی شده از دیگر خطوط ترسیم شده مذاکرات برای طرف ایرانی بود. اما این نیاز به صورت شفاف مشخص نشده که برای رسیدن به 190 هزار سو  اورانیوم غنی شده چه روندی را باید طی کنیم.
     

     
    5-در این بیانیه از تعهد ایران به کاهش ۱۹ هزار سانتریفیوژ فعلی به ۶ هزار سانتریفیوژ نسل اول در ۱۰ سال آینده و برچیدن سایر سانتریفیوژهای موجود، کاهش ذخیره ۱۰ هزار کیلیوی اورانیوم غنی شده فعلی به ۳۰۰ کیلو در ۱۵ سال آینده خبر داده است.  
     
    برچیده شدن 13 هزار سانتریفیوژ، نابودی 3700 کیلو ذخیره اورانیوم غنی شده،ممنوعیت غنی سازی 5/3 درصد، تغیر کاربری فوردو و نطنز و محدودیت بر موشک های بالستیک ذیل قطعنامه شورای امنیت، از جمله دستاوردهای پیروزمندانه! توافق لوزان است!!

    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

     واژه دلواپس از آنجا در ادبیات سیاسی جامعه شیوع پیدا کرد که عده ای از اصولگرایان همایشی را با همین عنوان برگزار کرده و در آن کارشناسان سیاسی از نگرانی های خود و ضعف های توافق ژنو گفتند. ازآن پس این واژه مستمسک جریان اصلاح طلب قرار گرفت تا به وسیله آن به تخریب و وتحقیر جریان اصولگرایی بپردازنند.

    چنانکه، اصلاح طلبان  همواره بالحنی تمسخر آمیز با واژه دلواپسان روبرو می شدند و همه کارهای عقیم مانده وانجام نشده را کارشکنی دلواپسان عنوان  کردند و دلواپسان را هم نوا با اسرائیل و آمریکا معرفی نمودند و نهایتا رئیس جمهور در سخنانی تعجب برانگیز، نگرانی دلواپسان را بی مورد عنوان کرد و دلواپسان را به جهنم حواله داد!  

    در این بین  سخنان دیگری از طرف دولت مطرح می شد،که رهبری بر جزئیات مذاکرات هسته ای نظارت دارد و جای هیچ نگرانی نیست!  

    اکنون اما، مقام معظم رهبری که دوست و دشمن بر تسط، هوشمندی و تدبیر وی توافق دارند، نگرانی خود را از روند مذاکرات و فریبکاری آمریکا ابراز می دارد.  

    جان کری می گوید توافق هسته ای، اگرهم صورت گیرد، توافق ایران با رئیس جمهور اوباماست! و بعد از اوباما هیچ ضمانت اجرایی ندارد! از طرف دیگر سناتورها طی نامه ای به ایران، توافق هسته ای را تا دوره رئیس جمهوری اوباما قانونی می دانند!  آیا گره زدن تمامی حیثیت سیاسی -اقتصادی کشور به مذاکرات هسته‌ای که خود طرف غربی هم آنچنان که ما آن را جدی گرفته ایم، آن را جدی نمیگیرند، نگران کننده نیست؟! آیا به نظر شما می شود اساسا به دولت اوباما اعتماد کرد؟! آیا جای نگرانی نیست؟! آیا پاسخ رئیس جمهور باز هم این خواهد بود: به جهنم که نگرانید؟!


    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
     

    پیاده روی وزیر امور خارجه کشورمان در خلال مذاکرات هسته ای با جان کری، وزیر امورخارجه آمریکا، بازتاب های متفاوتی در کشور داشت. طیف وسیعی از جریانات انقلابی کشور به این اقدام  وزیر امور خارجه ،واکنش منفی نشان داده و آن را در تقابل با منافع و عزت ملی کشور دانستند. اما عده ای نیز همچون نماینده همیشه در صحنه شهرستان لاهیجان! از سر سطحی نگری گفتند: ظریف و کری در مذاکرات راه بروند یا بنشینند چه فرقی می کند؟

    در عرف دیپلماتیک حتی چگونه نشستن یک مقام سیاسی در مقابل همتای خود حساب شده و حاوی نکات ظریف و حرف های ناگفته است، چه برسد به پیاده روی و قدم زدن با دشمنی که سالها آرزوی یک کلمه سخن گفتن با دیپلمات های کشورمان را  داشت! البته اگر روابط سیاسی دو کشور دوستانه باشد،شاید بتوانند دو وزیر امور خارجه به اتفاق هم به استخر هم بروند! چنانکه بوش پسر در سفر خود به عربستان درجشن شمشیر اعراب شرکت کرد و با همتای سیاسی خود رقصید! اما وقتی هزاران مسئله لاینحل و مشکل ناتمام در مقابل دوکشور وجود دارد و درست یک روز قبل از پیاده روی ظریف، اوباما برای چندمین بار ایران را تهدید به حمله نظامی می کند،خروج از دیپلماسی معمول و قدم زدن با وزیرامورخارجه کشور دشمن، کاریست اشتباه و نتیجه ای جز زیر پا گذاشتن عزت ملی کشور ندارد.

    هر چند مسئله فقط راه رفتن با وزیر امور خارجه آمریکا نیست، موضوع راه آمدن با دشمن است، که این راه آمدن، حتی از پیاده روی هم بدتر است! راه آمدن با دشمنی که  به پنجاه سال دشمنی خود با مردم ایران اعتراف می کند و گستاخانه این دشمنی را ادامه می دهد.

    موضوع، تنها پیاده روی نیست، بلکه عزت و حیثیت کشور است که بدون گرفتن هیچ امتیازی زیر پا گذاشته می شود.مسئله، پیاده روی نیست، بلکه زیاده روی در دیپلماسی خنده است.

    راه آمدن با دشمن قرار بود لرزه بر ساختار تحریم ها بیاندازد، اما  به شاکله، استقلال، عزت و غیرت ملی کشور لرزه انداخت! و 100 تحریم دیگر را برای کشور رقم زد! راه آمدن با دشمن قرار بود برای پاسپورت ایرانی احترام بیاورد،اما بی احترامی را برای پاسپورت نماینده دائم ایران در سازمان ملل به ارمغان آورد! چنانکه وزارت  امورخارجه نتوانست بعد از 300 روز ویزای نماینده خود در سازمان ملل را از آمریکا بگیرد و به ناچار شخص دیگری را معرفی کرد! راه آمدن با دشمن قرار بود چرخه سانتریفیوژ ها را با چرخه زندگی مردم همزمان بچرخاند، حال آنکه چرخ سانتریفیوژ ها از چرخش ایستاد و چرخه زندگی مردم نیز سخت تر از گذشته می چرخد!

     براستی حاصل دیپلماسی خنده و پیاده روی، و راه آمدن با دشمن، طی یکسال و نیم گذشته برای کشور چه بوده است؟


    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل



    نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

    Flash Required

    Flash is required to view this media. Download Here.

    طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}