بازی باخت باخت هاشمی!

در سمت دیگر جوانی دانشجو با مردی میانسال در حال گفت و گو است و بعد از چند دقیقه ای با او خداحافظی می کند. جمله آخری این است: خدا به خیر کند!
در کنار دستش دو جوان که ظاهر مذهبی دارند در حال گفت و گو هستند. یکی از آنها می گوید نمی دانم هاشمی از مملکت چه می خواهد!
جلوی وزارت کشور گروهی که ظاهرا طرفدار هاشمی هستند با هم صحبت می کنند. مردی با ریش پروفسوری خطاب به دو نفر دیگر می گوید: «هاشمی 30 سال تجربه است.» خیلی سریع پیرمردی که در حال گفت و گو با او است می گوید: «در چهارمحال بختیاری همه طرفدار هاشمی اند.»
زن و شوهری که دست در دست هم برای حمایت از هاشمی آمده اند به مامور نیروی انتظامی که لباس سبز به تن دارد می گویند: هاشمی که بیاید زندانی ها آزاد می شوند.
پلیس از افراد مستقر در مقابل ساختمان وزارت کشور میخواهد محوطه را ترک کنند و کم کم مجبور به استفاده از زور می شود اما مردم کار خودشان را می کنند. یک موافق و مخالف مشایی هم در همان کنار در حال صحبت هستند. یکی از آنها می گوید هاشمی جگر دارد. آن یکی که انگار می خواهد او را تمسخر کند با حالتی پیروز مندانه می گوید:«بنده خدا هاشمی روحانی را جلو انداخت که ستادهایش را راه بیندازد.»
طرفداران هاشمی بعد از ورود او به وزارت کشور جشن گرفته اند، سرود یار دبستانی را می خوانند و دست می زنند. خوشحالی از سر و رویشان می بارد.
آن طرف تر مخالفان هاشمی شعار «هاشمی حیا کن- مملکت را رها کن» سر می دهند. تعدادشان کمتر از طرفداران هاشمی است ولی صدایشان بلند است. کمی بعد هم شعارشان را این طور عوض می کنند که «مشایی پاینده- رئیس جمهور آینده».این جریان مرا به یاد التهابات و تشنج های خیابانی فتنه ۸۸ انداخت. به راستی چه کسانی از ایجاد تنش های سیاسی وموج آفرینیهای احساسی بهرمند میشوند؟ بی تردید، آنچه از یک فضای ملتهب سیاسی خارج میشود یک انتخاب درست، آگاهانه و با تدبیر نیست.رئیس جمهوری که بر اساس موج آفرینی های سیاسی و احساسی از صندوق آرا بیرون بیاید قطعا کارایی لازم را برای اداره کشور نخواهد داشت.و قطعا رسانه ها به خصوص صدا وسیما نقش حائز اهمیتی در ایجاد آرامش سیاسی برای انتخاب آگاهانه بر دوش خواهند داشت. اکنون آیا رسانه های ما به خصوص صدا وسیما از نقصانهای رسانه ای خود در سال ۸۸ عبرت گرفته اند؟ آیا برای ایجاد فضای همدلی و رقابتی منطقی و معقولانه استراتژی درستی در پیش دارند؟ آیا نهاد های امنیتی برای خنثی کردن برنامه های تنش زا و کنترل اوضاع در طول مسیر انتخابات آمادگی لازم را دارند؟آیا گروههای سیاسی پس از تجربه تلخ حوادث انتخابات ۸۸، پختگی لازم را برای یک مشارکت حداکثری و آگاهانه سیاسی پیدا کرده اند؟
۲-ورود هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری برای ایشان یک خطای استراتژیک بود.هاشمی که همگان او را به عنوان پیر سیاست می شناسند، از این دست خطاهای استراتژیک در کارنامه سیاسی خود کم ندارد.مردم اگر چه نسبت به اوضاع اقتصادی کشور دغدغه دارند اما قطعا حل معضلات اقتصادی را با برگشت به گذشته دنبال نخواهند کرد!حرکت انقلاب خوب یا بد، به سمت جلوست، عقب گرد و بازگشت به گذشته مشکلی را از پیش رو بر نخواهد داشت.هاشمی رفسنجانی آن زمان که جوان تر بود و کشو ر نیز با تحریم های فلج کننده مواجه نبود، کشور را با تورم ۵۰درصدی مواجه کرد.درحالی که اکنون هاشمی نه توان جسمی گذشته را دارد و نه توان مدیریتی سابق را!مدیران وی نیز اکنون یا از اصحاب فتنه اند که مورد تایید نظام نخواهند بود یا عده ای از مدیران تکنوکرات که تز جدیدی برای برون رفت از مشکلات اقتصادی ارائه نداده اند.ضمن اینکه سیاستهای اقتصادی و فرهنگی جناب هاشمی با استراتژی های کلان نظام اختلاف مبنایی دارد و حکومت هرگز اجازه نخواهد داد، سیاستهای اشرافی گری و هزار فامیل هاشمی بار دیگر بر ارکان نظام سایه بافکند و نظام را بار دیگر با برنامه های تجربه شده و نخ نمای گذشته به ورطه انحراف بکشاند.پس هاشمی چه در صورت پیروزی در انتخابات که تقریبا بعید به نظر میرسد و چه در صورت شکست، کاری از پیش نخواهد برد و باخت سیاسی او حتمی است. بسیاری از مردم این جمله تاریخی را از همسر هاشمی رفسنجانی در انتخابات 88 بارها از رسانه ملی شنیده اند که به گزارشگر تلوزیون گفت: در صورت رای نیاوردن موسوی مردم به خیابانها بریزند.ایشان مشابه این جمله را نیز چندی پیش قبل از ثبت نام هاشمی گفت. وی ثبت نام هاشمی را برای انتخابات رد میکند و میگوید: برای اینها جابجایی آرا کاری ندارد! حال اگر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری شکست بخورد آیا نتایج انتخابات مورد قبول وی قرار خواهد گرفت؟آیا برای کسی که معتقد است برگزار کنندگان انتخابات به راحتی در نتایج آرا دست می برند نپذیرفتن نتیجه انتخابات دور از انتظار است؟
3- احمدی نژاد با همراهی مشایی برای ثبت نام انتخابات نشان داد که ظرفیت بالایی برای ایجاد تنش و تخلف انتخاباتی دارد.هر چند ایشان با استدلال مضحک خود که مرخصی گرفته است خواست سرپوشی برای این عمل نادرست و شبه ناک خود بتراشد. اما واقعا چه کسی می توانست برگه مرخصی احمدی نژاد را امضاء کند!؟ اساسا مرجع بالاتر برای دادن مرخصی به احمدی نژاد کیست؟ ضمن اینکه مرخصی در وقت غیر اداری نیز وجاهت قانونی ندارد! صرف نظر از اعلام حمایت آشکار رئیس جمهور از مشایی، همانطور که در پست گذشته پیش بینی کرده بودم احمدی نژاد به پایان عمر سیاسی خود نزدیک میشود.اگر موسوی در سال 88 نتایج انتخابات را می پذیرفت یا از طریق مراجع قانونی پیگیر اعتراض ها ی خود می شد و مردم را دعوت به نافرمانی مدنی نمیکرد! در انتخابات پیش رو به طور قطع با اکثریت آرا رئیس جمهور کشور بود! احمدی نژاد هم اگر در چهار سال دوم ریاست جمهوری ، دچار جریان انحرافی نمی شد و با لجبازی های کودکانه و تصمیمات خلق الساعه،شان ملت را به بازی نمی گرفت و کشور را دچار دردسر نمیکرد و به قسمی که خورده بود وفادار می ماند، اکنون اسطوره ای همچون امیر کبیر باقی می ماند....















