X
تبلیغات
کوفه جغرافیایی دور افتاده در سرزمینی دوردست نیست، مردمان هر شهری که به برق سکه های تزویر فریفته شوند کوفیند! سردار جنگل
سردار جنگل
 
 یکی از شعارهای حسن روحانی قبل از انتخابات این بود که میگفت احترام را به پاسپورت ایرانی باز خواهم گرداند اما امروز کار به جایی رسیده که حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رییس جمهور ایران که تا پیش از این بارها به آمریکا رفته است، توسط سنای این کشور به خاک آمریکا ممنوع الورود شده است.

زياده طلبي هاي طرف غربي و سوءاستفاده هاي آنها از عقب نشینی های مکرر دولت روحانی!از جمله ورود آنها به مباحث موشكي، منع تحقيقات و پيشرفت هسته اي در كنار طرح درخواست هاي نامشروع و غير انساني به عنوان مطالبات حقوق بشري و نامشروع دانستن انتخابات يازدهم رياست جمهوري و انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهورُ! نشست پارلمان اروپا با منافقین و نهایتا عدم صدور ويزاي نماينده جمهوري اسلامي در مقررسازمان ملل، همه و همه نشان مي دهد که مذاکرات در مسیر اشتباه خود قرارگرفته است و وزارت امور خارجه هر چه سریعتر باید نسبت به بازگشت به مسیر عزت ملی و اسقلال کشور اقدام نماید.

نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 

افسران - صرفاً جهت اطلاع :

 عقب نشینی در میدان مبارزه، برابر است با جلو آمدن و هجوم حریف! این عقیب نشینی در ساحت سیاست به تبع آن، تبعات ناخوشایند بیشتری دارد! در میدان سیاست اگر عقب نشینی را به مثابه تاکتیک برای دور زدن حریف و غافلگیری طرف مقابل بکار بگیریم حرفی نیست! اما اگر عقب نشینی به عنوان یک روند مستمر بکار گرفته شود، آثار و پیامد های ناگواری برای کشور در پی خواهد داشت. تصویب قطعنامه ضد ایرانی پارلمان اروپا که بیشتر به قطعنامه های قرون وسطایی شبیه است را می توان از همین منظر ارزیابی کرد.

 ارسال سیگنال ضعف و ناتوانی توسط دولت روحانی اولین گام در مشتبه شدن امر برای غربی ها بود.اینکه دولت همه مشکلات اقتصادی  را به تحریم  کشور توسط غربی ربط دهد و کلید همه مشکلات را برچیدن تحریم ها عنوان کند! این که رئیس دولت در آستانه مذاکرات هسته ای از خزانه خالی کشور سخن بگوید! اینکه رئیس دیپلماسی کشور قدرت دفاعی کشور را هیچ بشمارد و ادعا کند آمریکا با یک بمب تمام توان نظامی ایران را در هم میکوبد! چه پیامی می تواند برای طرف غربی داشته باشد جز احساس ضعف و ناتوانی و استیصال طرف ایرانی!  که مصداق بارز آن در توافق نامه هسته ای ژنو نمایان شد! از آن پس سیل توهین ها و تحقیر های ملت توسط غربی ها آغاز شد و نهایتا با تصویت قطعنامه پارلمان اروپا به اوج خود رسید.

با این وصف، متاسفانه  روند این عقب‌نشینی‌ها به‌گونه‌ای بوده است که به‌طرف غربی اجازه این تصور را بدهد که ایران ممکن است برای دست‌یابی به توافق نهایی هزینه‌های بیشتری را هم بپذیرد. به خیال طرف غربی، تحریم‌ها، جمهوری اسلامی ایران را دچار شرایطی کرده‌اند که حاضر خواهد شد امتیازات بیشتری به طرف غربی بدهد.!

 حال سوال اصلی این است که آیا دولت حقوق دانان! می تواندچشم طمع غربی ها را کور کند؟! یا همچنان با  اتخاذ مواضع سست و شکننده دولت، روند توهین آمیز غرب ادامه خواهد یافت...!؟


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
افسران - کاری میکنم که دولت به سمت مردم دست دراز کند نه مردم به سوی دولت

آغای رئیس جمحور سلام. اگر از اهوالات ما جویا می شوی بد نیستیم! هال همه ما خوبست اما تو باور نکن! الان درست چند روز است که بابا برای تهیه نان بیرون می رود اما بدون نان بر می گردد! بابا میگوید ما در مهاسره برف هستیم و مصئولان در حال بازگشایی راه ها هستند! بابا برف ها را آب می کند تا آب تو دلمان تکان نخورد! آب قتع است! برق قتع است! گاز قتع است! برف هم قتع شده! اما خبری از کمک رسانی حقوق دان ها نیست! بابا می گوید نگران نباشُ رئیس جمحورمان هقوق دانست! حتما از هقوقمان دفاع می کند! اما دیروز چند سرهنگ بسیجی برایمان نان آوردند. آنها در هوای ۱۳ درجه زیر سفر ۴ ساعت پیاده روی کرده بودند تا به ده ما رسیدند! مدرسه ما هم سغفش ریخته! اینجا ۲ متر برف آمده است! امروز انشاء داشتیم قرار بود من در باره علم بحتر است یا سروت انشاء بنویسم!من اما از نتیجه مذاکرات ژنو فحمیدم ثروت بحتر از علم است! شما علم حسته ای را تعطیل کردید تا سروت خودمان را به ما تهویل بدهند! خوب هتما شما بهتر می دانید! شما هقوق دانید! شما از هقوق ملت دفاع می کنید! بابا هم هرف شمارا قبول دارد. او هم می گوید سروت بهتر از علم است.بابا میگوید تهریم ها برداشته شود طراکتور ارزان می شود و می تواند بعد از سالها برای خودش تراکتور بخرد! اما من به بابا شک دارم! چون صبد کلا به او هم تعلق نگرفته! هتما او پولدار است و به ما نمیگفت! پس چطور می شود صبد کالا به مدیر جهاد کشاورزی شهر ما تعلق یگیرد اما به بابای من نگیرد! بابا اسلن ناراحت نیست که شما به او صبد کالا ندادید او می گوید الان سه نفر در سف های فشرده صبد کالا مرده اند! راست میگوید من صبد کالا بدون بابا نمی خواهم.سدا و صیما هم انگار از شما صبد کالا گرفته باشد که ما را نشان نمیدهد! ما الان پنج روز است که در مهاسره برفیم.البته ما برق نداریم تا تلوزیون ببینم اما از رادیو اخبار را گوش می کنیم! بابا می گوید نباید از دولت انتقاد کنیم، چون شما گفتید منتقدین دولت همه بی سفاتند!آغای رئیس جمحور اینجا هوا سرد است و جوهر خود کار یخ زده.....


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

مدعیان دولت تدبیر و امید همواره دولت پیشین را به اتهام مردم فریبی و گداپروری مورد هجوم قرار میدادند و دریافت یارانه نقدی را نمود این گداپروری قلمداد میکردند! حال اینکه دولت تدبیر و امید در اولین اقدام باصطلاح اقتصادی خود  باز همان شیوه  دولت پیشین را برای بهبود نسبی اقتصاد خانوار ها با تبلیغات فراوان در پیش گرفته است! این البته نشان از این موضوع دارد که دولت یازدهم به رغم ادعای تدبیر، هیچ تدبیر و برنامه مدون و مشخصی برای بهبود اوضاع اقتصادی کشور ندارد و همانطور که در مطالب پیشین مورد نقد قرار گرفت این دولت تمام توان خود را برای رونق اقتصاد کشور در حل و فصل برنامه هسته ای کشور  و رفع تحریم هاجستجو می کند! در ذیل به چند نمونه از شلختگی اقتصادی دولت در موضوع سبد کالا اشاره میکنم:

۱-نحوه اطلاع‌رسانی دولت درباره جزئیات سبد کالا و زمان توزیع آن در یک ماه گذشته، مردم را دچار سردرگمی کرد که البته ریشه آن را نداشتن برنامه جامع دولت در این زمینه است

۲-نحوه دسته بندی مشمولان سبد کالا کاملا خلاف عدالت است و در همین یکی دو روز نیز صدای اعتراض بسیاری از مردم را بلند کرده است. محروم ماندن روستائیان و کشاورزان از سبد کالا کاملا تعجب‌برانگیز است.

۳-توزیع برنج هندی در سبد کالا، در تضاد کامل با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و وعده‌های روحانی در انتخابات ریاست جمهوری است که فقط  موجب ایجاد اشتغال برای کارگران هندی می‌شود.

۴-دولت در تامین اعتبار سبد کالایی، اقدام غیرقانونی مرتکب شده است. دولت موظف است اجازه مجلس را برای تامین اعتبار ۱۵۰۰ میلیارد تومانی این طرح اخذ کند. این مسئله هم یادآور اقدامات خلاف قانون دولت احمدی‌نژاد است، با این تفاوت که دیگر مجلسی‌ها فریاد واقانونا سرنمی‌دهند.


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

نمی دانیم این صندلی ریاست جمهوری چه حکایتی است که جلوسش ،خلوص را می رباید! دغدغه حقیقتش، وسوسه ریاست می آفریندو قصد خدمتش، نقمت میشود برای مردم...ما البته درک میکنیم که گاهی باید بر خلاف اتهام پوپولیستی به دولت احمدی نژاد، حرفهای عوام فریبانه زد، تا جماعتی برایت کف بزنند! اما در شان و جایگاه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران نیست که برای خوشامد جماعتی از هنرمندان، نظریه ای انحرافی را که با اصول و بینات و مبانی جمهوری اسلامی و بنیانگذار آن منافات دارد، اینچنین بی توضیح صدر و ذیل موضوع، مطرح نماید.

دکتر روحانی که گویی هنوز در تب و تاب سخنرانی های تبلیغاتی ریاست جمهوری بسر می برد در شب تکریم هنر در جمع هنرمندان کشور، با سخنانی که بوی شعارهای عوام فریبانه می دهد به تخریب هنر دینی و هنرمند ارزشی می پردازد! و تقسیم بندی هنر ارزشی و هنرمند غیر ارزشی را بی مبنا و از اساس باطل توصیف می کند. یا در جای دیگر کارت زرد مجلس به وزیر فرهنگش را دستمایه گله گذاری از نمایندگان قرار میدهد و از آن بهره برداری سیاسی می نماید.ایشان در گزارش 100 روزه خود، نیز، آزادی فرهنگی را اینگونه توصیف میکند که باید همه فیلم بسازند و مردم فیلم بد را خودشان طرد میکنند و نمی بینند!(دولت نظرش این است که هیچ فیلتری بهتر از افکار عمومی مردم نیست. فیلم و هنر خوب را مردم می‌بینند. وقتی یک فیلم ساختند و مردم نرفتند ببینند، بی‌اعتنا شدند به آن فیلم‌ساز، خودش می‌داند که باید چکار کند)

 آیا در لیبرالیسم ترین حکومت ها ، در مورد مسائل فرهنگی اینگونه عمل میکنند؟ به عنوان مثال با همين ملاک ساده مطرح شده بايد مواد مخدر نيز در اين جوامع آزاد باشد چرا که در مورد آن نيز بايد گفته شود که بهترين فيلتر افکار عمومي است و وقتي مردم نخريدند فروشندگان مواد مخدر خواهند فهميد که چه کنند و به تعبيري که رئيس جمهور محترم به کار برده‌اند وقتي مردم نرفتند بخرند و بي اعتنا شدند آن فروشنده مواد مخدر خودش مي‌داند که بايد چکار کند. اگر افکار عمومی فیلتر خوبی باشد باید برای همه کالاهایی که در بازار عرضه می‌شوند با یک منطق رفتار شود و دلیل ندارد که فیلم یا کتاب یا کالای فرهنگی را دارای منطق جداگانه بدانیم. علاوه براین در مورد مستهجن نگاری‌ها و فیلم‌های مستهجن نیز همین منطق غلط می‌تواند مطرح باشد. مشخص است که اين منطق ناقص و معيوب و باطل است!

آیا آقای روحانی میخواهد برای مقبولیت بیشتر، اسلام را طوری تفسیر کند که همه خوششان بیاید!آیا فضای فرهنگی کشور باید اینگونه بی در وپیکر باشد؟ یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت است مساوی است؟ آیا هنرمندي كه دعوت به توحيد، عدالت و حمايت از محرومان ومبارزه با ظلم مي‌كند با هنرمندي كه دعوت به شرك و كفر و پذيرش بي‌عدالتي و ستم به بندگان خدا مي‌كند مساوی است؟آيا هنرمندي كه دعوت به صلح،اعتدال، پاكدامني و پرهيز از خشونت مي‌كند با هنرمندي كه دعوت به سكس و خشونت، مي‌كند مساوي است؟ P

 در دولتی که بقول رئیسش همه ممنوع القلم ها صریح القلم شدند! مقاله اختلاف انگیز و توهین آمیز روزنامه بهار به ساحت امیرالمومنین علی(ع) در شب عید غدیر تحمل میشود، اما هفته نامه انقلابی 9 دی هفته ای یک تذکر می گیرد! و نویسندگان هفته نامه یالثارات ممنوع القلم می شوند! این بام و دوهوای دولت در تحمل صدای مخالف را چگونه می توان توجیه کرد؟ آقای رئیس جمهور در جای دیگر از صحبتهای خود میگوید نگاه امنیتی به هنرنباید داشت! حال اگر هنری در خدمت اهداف دشمن، امنیت اخلاقی کشور را به مخاطره انداخت چه؟ اصلا چه کسی گفته نگاه امنیتی داشتن غلط است؟آیا امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه زیر شاخه امنیت ملی کشور محسوب نمیشود؟ ازآقای روحانی که خود سالها دبیر شورای امنیت ملی کشور بوده چنین مواضع سوال برانگیزی عجیب به نظر می رسد! هر که نداند فکر می کند آقای ریس جمهور با مقوله امنیت بیگانه است و یا به کلی از آدمهای امنیتی متنفر است! حال اینکه دکترروحانی، یکی از امنیتی ترین روحانیون و مسوولان کشور است! سابقه مسئولیتهای ایشان در مناصب گوناگون نظام خود گواه این مدعاست! این دولت نیز یکی از امنیتی ترین کابینه هاست! البته ما نگاهی مذموم به مقوله امنیتی بودن نداریم، چرا که برای خدمت به این نظام و مردم، انسان در هر جایگاهی از این نظام باشد ارزشمند است، اما برای دولتی که جزء امنیتی ترین افراد کشور است و کابینه ای که آن هم امنیتی ترین کابینه است، این گونه در مذمت مقوله امنیت داد سخن راندن، جز کارکرد رسانه ای و تبلیغاتی چه هدفی را دنبال میکند؟!

 به ریاست محترم جمهوری و مشاوران وی توصیه میکنیم قبل از اظهار نظر در مقولاتی از این دست، سخنان امام خمینی(ره) در این زمینه را مطالعه نمایند. امام خمینی(ره) در پیام معروف خود به هنرمندان در شهریور ۱۳۶۷ به تفاوت‌های دو مدل هنر اشاره کرده و می‌نویسند: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی- صلی‌الله ‌علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدی- علیهم‌السلام- اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم‌آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» باشد.»


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 

«غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند. آیا شما فکر کرده‌اید که آمریکا که با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم‌های نظامی ما را از کار بیندازد، از سیستم نظامی ما می‌ترسد؟‌آیا واقعاً به خاطر سیستم نظامی ماست که آمریکا جلو نمی‌آید؟»

این جمله شاید از هر شخصیتی سر میزد اینقدر محل تامل نبود که از جناب دیپلمات کارکشته و همه فن ظریف سر زد! «رئيس دیپلماسی کشور» در نشست با دانشجویان با بیان جمله فوق در کمال ناباوری، کشور خود را از نظر قدرت نظامی حقیر جلوه میدهد! تا جایی که میگوید ایالات متحده آمریکا می تواند با یک بمب تمام سیستمهای نظامی کشور را از کار بیندازد!

 صرف نظر از درست یا غلط بودن این ادعا، عدم اعتماد به قدرت نظامی کشور در وجود عالی ترین مقام دیپلماسی کشور بسیار عجیب به نظر میرسد! این امر موید اینست که دیپلماتها و حقوق دانان کشور حتی در بالاترین سطح از درک توانمندیهای نظامی کشور محروم مانده اند!!! آقای ظریف حتما از نقش  میلیتاری در کنار دیپلماسی آگاه است. حتما استحضار دارند که قدرت میلیتاری مکمل قدرت دیپلماسی است Military Power role in Diplomacy .

ديپلماسي را مترادف با مذاكره و به صورت يك « ابزار»، وسيله و روش در سياست مملكتي دانسته اند. از آنجا كه مذاكره همواره بين دو طرف به منظور حصول به توافق صورت مي گيرد، لذا وجود قدرت نظامی به عنوان پشتوانه قدرتمند و مؤثر براي «وادارکردن» طرف مقابل به پذيرفتن خواسته ها و آراء ما، مي تواند در ديپلماسي بسيار مفيد و تسهيل كننده باشد. .بهترين تفسير از نقش قدرت نظامي در ديپلماسي يك بيت شعر معروف از پدر شعر و ادب ايران زمين سعدي عليه الرحمه است كه فرموده است:
برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي كه در نظام طبيعت ضعيف پايمال است.

به نظر میرسد سرهنگ های کشور برای آگاهی بیشتر دیپلماتها و حقوق دان های کشور یک تور گردشگری نظامی برای جناب ظریف و هیات همراه برگزار نمایند! تا بالاترین مقام دیپلماسی کشور اینگونه خود و کشورش را در مقابل آمریکا خلع سلاح نبیند!!!


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 

خاطرم هست در ایام تبلیغات ریاست جمهوری سال ۸۳ دکترلاریجانی مصاحبه ای زنده با جناب احمدی افزادی، که آن زمان به اندازه حالا معروف هم نبود انجام  می داد. در خلال مصاحبه صحبت از اشتغال و برنامه لاریجانی برای اشتغال شد که جناب مجری محترم با انتقاد از لاریجانی، عملکرد وی را در صدا وسیما زیر سوال برد و خودش را به عنوان نمونه ای از این بی دریاتی لاریجانی مثال زد و گفت من سالهاست در صدا و سیما مشغول فعالیت هستم، اما هنوز امنیت شغلی ندارم و بیمه هم نیستم. صراحت و شجاعت احمدی در آن برنامه بسیار ستودنی بود.وی البته در برنامه های دیگر خود نیز نشان داد که شجاعت و صراحتش مختص همان مصاحبه نبود بلکه باقی برنامه های گفتگو محور وی نیز همواره جذاب، چالشی و خارج از کلیشه بود.اما این تصور در مصاحبه گزارش ۱۰۰ روزه ریس جمهور به کلی رنگ باخت و بار دیگر ثابت کرد که منافع شخصی چقدر می تواند شخصیت یک انسان را و رسالت و شرافت حرفه ای او را تحت الشعاع قرار دهد.تملق چاپلوسی و مجیز گویی در مجریان، فضای کسالت باری را بوجود آورده بود که زیبنده شان و جایگاه ریاست جمهوری نبود.موردی که متاسفانه رشد آن در کشور، فرهنگ غنی ما را دچار انحراف خواهد کرد.البته جناب احمدی افزادی چندی است به عنوان مشاور اکبر ترکان، در حوزه ارتباطات و رسانه و مدیر روابط عمومی شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی دولت یازدهم  منصوب شده!

 از سوی دیگر گفته می شود صدا و سیما طبق معمول این گونه برنامه ها، ۳ دوربین فیلمبرداری برای این کار در نظر گرفته بود. دفتر ریاست جمهوری اما خواهان بهره گیری از ۹ دوربین شده است که در مراسم با وسعت و جمعیت زیاد نظیر استادیوم های ورزشی استفاده می شود. پس از آن با حضور تیم فیلمبرداری سازمان صدا و سیما هم مخالفت می شود.روایت دیگری نیز از پشت صحنه این برنامه شنیده شده است. گویا محمد نهاوندیان، رئیس دفتر رئیس جمهور، نکاتی را بر روی مقوا نوشته و به هنگام پخش برنامه به رئیس جمهور متذکر می شده است. از سوی دیگر حسام الدین آشنا، مشاور رئیس جمهور نیز همین کار را برای مجریان برنامه انجام داده و مطالبی را  که مجریان می گویند با هماهنگی وی بوده است!

  از کنارفضای ملال آور مجری گری که بگذریم، روحانی  نیز در گزارش عملکرد ۱۰۰ روزه خود هیچ راهکار و کلیدی برای گشودن قفل‌هایی مانند تورم، جبران بدهی‌های دولت، راههای افزایش درآمدهای غیرنفتی، معضل مسکن و کاهش نقدینگی در جامعه ارائه نکرد. این سنت بدی است که هر کسی مسئول می‌شود توانمندی‌های دولت قبلی را نادیده بگیرد و فقط به نکات منفی دولت‌های گذشته اشاره می‌کند... روحانی در این گزارش تنها به ارزیابی عملکرد دولت قبلی و انعکاس مشکلات موجود کشور پرداخت و هیچ عملکردی از فعالیت‌های ۱۰۰ روزه خود ارائه نداد!


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا

همیشه ده دقیقه آخر کلاس را فرصتی میدهم تا با دانشجویان دغدغه ها و مسایل روز کشور را به گفتگو بنشینیم. اعتقادم اینست که دانشجو  بایدهمچون دیده بانی هوشمند با دوربین بصیرت اتفاقات سیاسی اجتماعی و فرهنگی کشور و دنیا را  به نظاره بنشید و تحولات جامعه را رصد نماید.سال گذشته بود صحبت از جنگ تحمیلی به میان آمد و دشواریهایی که فرزندان و جوانان کشور در دوران دفاع مقدس متقبل شدند! ناگهان صدایی ضعیف اما مفهوم از وسط کلاس برخواست که بسیاری از نوجوانان و جوانانی که در جنگ شهید شدند آگاهانه این مسر را قبول نکردند، بلکه احساسی و جو زده شدند! نوجوان ۱۳ -۱۲ ساله که هنوز رشد عقلیش کامل نشده چگونه میتواند عاقلانه تصمیم بگیرد و به جبهه جنگ برود!!!! نباید حکومت آنهارا به جنگ می فرستادتا کشته شوند!!!

 من اما یک لحظه بغض گلویم را گرفت و نمی دانم چطور یکدفعه به یاد شب عاشورا افتادم. زمانی که قاسم  ۱۳ ساله از امام و عموی خودش اذن میدان می گرفت! اما به هر زحمتی بود بر خودم مسلط شدم و از دختر دانشجو تقاضا کردم بایستد و مطلب خود را اینبار بلندتر و رساتر عنوان کند او که ظاهرش همچون بسیاری از دختران امروزی را میماند حتما پیش خودش فکر میکرد من از سوال او آشفته شدم! اینبار بلندتر اما باصدایی لرزان همان مطلب را تکرار کرد...دانشجویان هر کدام در رد یا تایید حرفش چیزی گفتنداما او قانع نشد...

رو به آن دانشجو کردم و گفتم ۱۳-۱۲ ساله های جنگ شاید تعدادشان به ۳۰-۲۰ نفر هم نرسد. اما این تعداد  کم هم به اصرار خودشان و بصورت کاملا داوطلبانه و گاهی هم با دستکاری در شناسنامه، خود را به خط مقدم می رساندد و فرماندهان جنگ هرگز بصورت عادی موافق حضور آنان در جبهه نبودند پس حکومت هیچ گاه آنان را به جنگ نفرستاد! اما این که گفتی نوجوان ۱۳-۱۲ ساله به رشد عقلی نرسیده و در فضای احساسی و عاطفی تصمیم به حضور در جبهه کرده....! آیا تا به حال وصیت نامه های یکی از همین شهدای ۱۳ ساله را خوانده ای؟ گفت نه!

من آن روز اتفاقی زندگی نامه شهید ۱۳ ساله علیرضا محمودی پارسا همراهم بود. قرار بودزندگی نامه و صیت نامه این شهید را برای تهیه فیلم نامه به یکی از تهیه کنندگان تلوزیون بدهم تا با کمک هم مجموعه ای تلوزیونی در این رابطه تهیه نماییم.  بخش هایی از وصیتنامه شهید را  که به توبه نامه ای می ماند، برای دانشجویان خواندم...

بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :

از این که حسد کردم...

از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...

از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم....

از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم....

از این که مرگ را فراموش کردم....

از این که در راهت سستی و تنبلی کردم....

از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.....

از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم....

از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند....

از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم....

از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم....

از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم....

از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم....

از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم....

از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.

از این که نشان دادم کاره ای هستم، از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود....

از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.....

از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم.از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند....

از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم....

از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم....

گفتم آیا شما از این وصیت نامه استنباط می کنی که نویسنده متن به رشد عقلی و شعور نرسیده؟!

کلاس در سکوتی غریب فرو رفت! گویی با قرائت این وصیت نامه شوکی به دانشجویان وارد شده! کوچکترین صدایی به گوش نمی رسید...

نامه و دستخط نوجوان شهید علیرضا محمودی - قافله شهدا


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

افسران - به ما هم لبخند میزنی دکتر؟!

از ما اصرار بود و از آنها انکار! اورانیوم 20 درصد را برای کارهای صنعتی، تاسیساتی و پزشکی نیاز داشتیم. هر چه کردیم ندادند. گفتیم خودمان می سازیم. در جلسه مذاکره، همه کشورها خندیدند.
بعد از مذاکره جلسه ای با بعضی از دانشمندان هسته ای تشکیل داده شد. همه می گفتند غیر قابل دستیابی است و فرمولش تنها در اختیار امریکاست. اما کاری بود که باید می شد. چک سفید امضا دادند به دکتر شهریاری و با اصرار بسیار..
بعد از مدتی در خبرها پیچید که ایران غنی سازی 20 درصد را انجام داده است. دکتر شهریاری کار خود را کرده بود. چک را اما پس داد. می گفت: آدم باید در زندگی اش یک کاری هم بگذارد برای خدا بکند.
مدتی بعد ترور شد. هشتم آذر بود انگار.اما چهارم آذر شد!خبری در رسانه ها پیچید: تعلیق اورانیوم 20درصد طبق توافق ژنو توسط ایران! در قبال نگذاشتن تحریم جدید و برداشتن تحریم خودرو، طلا، پتروشیمی.
به جان خریده بودند، به نان فروختیم...

اکنون جای این سوال باقیست که آقای  رئیس جمهور که باصطلاح سرهنگ هم نیستند! و حقوق دانند و دکتر ظریف که خود را یک دیپلمات کارکشته و کاربلد می‌داند، آیا با مفهوم بازی «برد – برد» در علم روابط بین‌الملل آشناهستند یا خبر؛ چرا که مفهوم این اصطلاح را باید در دریافت و اهدای امتیازات متعادل و متوازن جستجو کرد و قطعا دریافت پولی که حق ایران بوده و حاصل فروش نفت کشورمان است، نه تنها امتیاز محسوب نمی‌شود بلکه باید به عنوان یکی از رویکردهای اعتمادساز غرب به عنوان پیش شرط برگزاری مذاکرات مورد تاکید قرار می‌گرفت. ما که سر تاپای این توافق نامه را زیرو کردیم اما کوچکترین اشاره ای به حق غنی سازی ایران در آن مشاهده نکردیم!مگراینکه دل‌خوش کنیم به آنچه آقایان روحانی و ظریف می‌گویند! یعنی دل‌خوش کنیم که رئیس‌جمهور خودمان و وزیر امور خارجه خودمان، حق غنی‌سازی را برای ملت ایران به رسمیت شناخته‌اند!!

هر چند پذیرش حق غنی‎سازی ایران هم نمی‌تواند یک امتیاز به حساب بیاید و بر طبق مفاد صریح معاهده NPT حق طبیعی هر کشوری از جمله ایران است، اما می‌توانست این مساله به عنوان حداقل انتظار و توقع از طرف مذاکره کتتدگان کشورمان با طرف غربی مطرح شود و اگر بنا بود این حجم از امتیازات و دستاوردهای فنی و علمی ایرانی که با خون چهار شهید هسته‌ای به دست آمده را معلق کنیم، باید امتیازی هم وزن آن بدست می‌آوردیم؛ نه اینکه دریافت حق طبیعی خودمان به عنوان درآمد حاصل از فروش نفت – آن هم تنها بخش اندکی از آن به میزان یک و نیم میلیارد دلار – را به عنوان امتیاز بپذیریم و در انتهای مذاکرات هم لبخندهای معنادار بزنیم.

مسئولان تیم مذاکره کننده کشورمان همواره بر «سخت بودن» مذاکرات تاکید داشتند! اما آیا دادن این همه تعهدات الزام آور در قبال برگرداندن بخش ناچیزی ازپول نفت خودمان به خودمان! کار سختی بود! آیا گروه مذاکره کننده در دولت قبل نمی توانست این کار سخت را انجام دهد؟ و این بذل و بخشش سخاوتمندانه باید در دولت تدبیر انجام می شد! آیا معنای دیگر تدبیر به زعم آقایان کوتاه آمدن از حقوق حقه هسته ای کشور بود!؟ 

جناب دکتر ظریف بارها تاکید کرده که در صورت عدم صداقت غرب این توافق قابل برگشت است! اما آیا به واقع همه این تعهدات قابل برگشت است!؟متاسفانه بر خلاف ادعای دکتر ظریف که تمام اقدامات جمهوری اسلامی در گام نخست برگشت پذیر است باید گفت چگونه اکسید کردن ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۲۰ درصد، که از مهمترین برگ های برنده جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود قابل برگشت است؟ چگونه اطلاعات جزئی و دقیقی که جمهوری اسلامی موظف است ناظر به طرح ها و نقشه های خود برای تاسیسات هسته ای به آژانس و شش کشور ارائه دهد قابل برگشت است؟ چگونه ارائه اطلاعات مربوط به معادن موجود در کشور و شرکت های نورد اورانیوم و اطلاعات مربوط به منابع مواد، قابل برگشت است؟آیا ارائه اطلاعات دانشمندان هسته ای کشور که بارها این اطلاعات به سازمانهای جاسوسی اسرائیل و کشورهای منطقه داده شده، قابل برگشت است؟!!

از دولت راستگویان انتظار این است که واقعیت را هر چند تلخ برای مردم بازگو نماید...جالب اینجاست که رئیس جمهور که ظاهرا سخت به این توافق هسته ای برای گزارش صد روزه خود به مردم احتیاج داشت از این عقب نشینی به عنوان یک پیروزی بزرگ برای کشور یاد می کند!

 


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

جملات زیبا گیله مرد

همواره در مقابل هر مصلحی یک مشرکی وجود دارد و در مقابل هرعادلی یک ظالمی و در برابر هر عالمی یک جاهلی. ابوجهل ها و ابوسفیانها در برابر پیامبر اسلام، فرعون در مقابل موسی، و نمرود در مقابل ابراهیم...!

امام صادق(ع) می فرماید: ما و خانواده ابو سفیان بر سر خدا با یکدیگر دشمنی کردیم، ما گفتیم خدا راست گفت و آنان گفتند خدا دروغ گفت. ابوسفیان با رسول خدا جنگید و معاویه با علی بن ابی طالب، یزید بن معاویه با حسین بن علی جنگید و سفیانی با حضرت قائم.

مبارزه ابوسفیان با پیامبر خاتم و سفیانی با امام خاتم! این سرانجام محتوم تاریخ است. این تقابل حق وباطل سنت الهی است. ودر این بین من و تو باید برای همیشه تکلیفمان را با دوسوی این ماجرا روشن کنیم. این که گفته اند کل یوما عاشورا کل عرضا کربلا برهمین مصداق تاکید دارد. کربلا نمود اعظم تقابل حق وباطل بود و مصداق های کوچکتر آن هر روز در کوچه و برزن ما را می آزماید! اگر آزمندی و طمع و مال دوستی در خویش حیوانیمان، زبانه کشید شک نکنیم که عمر سعد زمانیم! عمر سعد که از من وتو بسیار خوش سابقه تر بود! می گویند وقتی عبیدلله دستور کشتن امام را به عمر سعد داد وی در ابتدا برآشفت که من حسین بن علی فرزند رسول خدا را بکشم!! اما بعد که پیشنهاد حکومت ری را شنید لختی به فکر فرو رفت. مدتها در زیرزمین خانه اش قدم می زد وفکر می کرد و سرانجام با طمع به حکومت ری و با توجیه اینکه اول می کشم وبعد توبه می کنم تصمیم به قتل امام گرفت! و آیا من وتو در زندگی خود با هزار توجیه مرتکب هزار گناه کوچک وبزرگ نمی شویم؟ظریفی می گفت ما از خرید یک کیلو گوجه سالم در بازار این مملکت عاجزیم که اگر یک لحظه از نگاه غفلت کنی 750 گرم گوجه خراب در کیسه خود می بینی! آنوقت بر سر وسینه می زنیم که حسین را کشتند!! که اگر تو بودی نمی کشتی؟ به خدا می کشتی! به راستی برای حسینی شدن باید از چند کربلا بگذریم...!؟

حسین بن علي(ع) قبل از آغازجنگ به عمر بن سعد پیام فرستاد تا با همدیگر ملاقات و گفت وگو كنند.امام حسین(ع) در این مجلس خطاب به عمرسعد چنین گفت: 'فرزند سعد! آیا مي خواهي با من جنگ كني در حالي كه مرا مي شناسي و مي داني پدر من چه كسي است و آیا از خدایي كه برگشت تو به سوي اوست نمي ترسي؟ آیا نمي خواهي با من باشي و دست از اینها (بني امیه) برداري كه این عمل به خدا نزدیكتر و مورد توجه اوست.'

عمرسعد در پاسخ امام گفت: مي ترسم در این صورت خانه مرا در كوفه ویران كنند. امام فرمود: من به هزینه خودم براي تو خانه اي مي سازم. عمرسعد گفت: مي ترسم باغ و نخلستانم را مصادره كنند. امام فرمود: من در حجاز بهتر از این باغ ها را كه در كوفه داري به تو مي دهم. عمر سعد گفت: زن و فرزندم در كوفه است و مي ترسم آنها را به قتل برسانند. امام(ع) چون بهانه هاي او را دید و از توبه و بازگشت وي مایوس شد در حالي كه این جمله را مي گفت، از جاي خود برخاست: 'چرا اینقدر در اطاعت شیطان پافشاري مي كني! خدایت هرچه زودتر در میان رختخوابت بكشد و در روز قیامت از گناهت درنگذرد، به خدا سوگند! امیدوارم كه از گندم عراق نصیبت نشود مگر به اندازه كم(یعني عمرت كوتاه باد).' عمرسعد نیز از روي استهزاء گفت: جو عراق براي من بس است. اما عمر سعد بعد از سه سال از واقعه عاشورا به درک واصل شد ونصیبی از حکومت ری نبرد.



نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}