کوفه جغرافیایی دور افتاده در سرزمینی دوردست نیست، مردمان هر شهری که به برق سکه های تزویر فریفته شوند کوفیند! سردار جنگل
سردار جنگل
 

درست ۳ ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری و قبل از انجام مذاکرات هسته ای،‌ تمام فعالیت‌های هسته ای کشور را به حالت تعلیق در می آوریم! تا محسابات خوش بینانه دولت تعلیق! که یکبار در سال 82 با تعلیق داوطلبانه فعالیتهای هسته ای مورد انتقاد قرار گرفته بود ، بار دیگر برای خوشبینی به غرب مورد آزمایش قرار گیرد! این اولین گام  اشتباه در محاسبات گروه مذاکره کننده بود!  تعلیق فعالیتهای هسته ای قبل از شروع مذاکرات! در واقع موضوع مورد مناقشه را از صورت مسئله حذف کردیم و بعد پای میز مذاکره نشستیم.وقتی قبل از مذاکره همه چیز را تعلیق می‌کنیم و دست خالی پشت میز مذاکره می نشینیم توقع داریم دشمن در هراس از چه چیزی به ما امتیاز بدهد؟ 

افسران - سانتریفوژ فوق مدرنی که قربانی توافق ژنو شد

 اما دومین اشتباه محاسباتی گروه مذاکره کننده پذیرفتن توافق هسته ای ایران با ۵+۱ بود. توافقی که در بندهای متعدد استقلال کشور را را مورد خدشه قرار می داد. تا ماه ها بعد از توافق، متن توافق نامه از دسترس مردم مخفی بود و کسی حتی نمایندگان مجلس نیز از متن توافق نامه مطلع نبودند. بعد از چندی متن توافق نامه با حذف بندهایی و سانسور بخشی از آن منتشر شد. تا اینکه طرف غربی متن توافق نامه را منعکس کرد و در نهایت وزارت خارجه مجبور شد اصل توافق نامه را منتشر نماید. با انتشار متن واقعی توافق نامه اعتراض برخی از نمایندگان و تعدادی از تشکلهای سیاسی نسبت به امتیازهای فراوان ایران به طرف غربی موجی از نگرانی ها و دلواپسی ها را در جامعه بوجود آورد! موج این انتقادها تا آنجا رسید که رئیس جمهور محترم، منتقدان توافق نامه ژنو را عده ای بی سواد و در نهایت بدون شناسنامه قلمداد کرد.

در طرف مقابل اما غرب بخش کوچکی از تحریم ها را تعلیق میکند. تحریم خودرو و صادرات پتروشیمی! برداشتن تحریم خودرو و بلافاصله ورود مشاوران و مدیران شرکت پژوی فرانسه برای نجات ورشکستگی شرکت پژو و لغو تحریم پتروشیمی برای از سر گیری محصولات پتروشیمی به اروپا که با قطع محصولات پتروشیمی ایران به اروپا دچار مشکلاتی شده بود! نشان از این واقعیت دارد که لغو هر دو تحریم، بصورت مستقیم منافع غرب را در پی دارد.

با مقدمات ذکر شده مشخص است دولت تدبیر و امید بر خلاف شعار خود که ما به توافق به هر قیمتی تن نمیدهیم اکنون خود را محتاج و نیازمند رسیدن به توافق میداند.بعد از ۱۲ ماه از شروع به کار دولت یازدهم و آنچه در صحنه فرهنگ و اقتصاد کشور اتفاق می افتد و فقدان برنامه مشخص برای بخشهای فرهنگی و اقتصادی کشور، حکایت از این دارد که دولت تدبیر! تمام موفقیت خود را برای کسب وجاهت و محبوبیت مردمی به توافق هسته ای گره زده است و توافق هسته ای و رفع تحریم ها را برای خود  بصورت پاشنه آشیل درآورده و به طرف غربی این ذهنیت را می دهد که ایران بیشتر از غرب محتاج این توافق است!

 وزیر امور خارجه ایران در مذاکراتی حضور پیدا می کند که معاون وزرای امور خارجه کشورهای 1+5 در آن شرکت می کنند. این رویه در مذاکرات وین 3 نیز تکرار شده است.در حالی که 6 کشور در سطح معاونین وزاری امور خارجه در مذاکرات شرکت کردند تیم مذاکره کننده ایرانی به ریاست محمد جواد ظریف و تا به امروز،  چهارده روز در این شهر اروپایی  اقامت کرده است. هر چند به گفته  عراقچی، معاون وزیر امور خارجه مذاکرات فشرده ای در وین 3 در جریان است اما سوال این جاست که حضور طولانی مدت وزیر امور خارجه در وین چه  توجیهی دارد؟ آیا تعطیل کردن تمامی عرصه های سیاست خارجی به بهای حضور غیرموثر و 20 روزه وین بیانگر احساس نیاز ایران به توافق نهایی نیست؟ آیا طرف غربی حضور غیرمتعارف ظریف در جریان مذاکرات را به معنای اشتیاق بیش از اندازه ایران برای حصول به توافق نهایی معنا نمی کند؟

پیش بینی ها نشان می دهد دولت دکتر روحانی رسیدن به توافقی هر چند ضعیف را بر عدم توافق هسته ای ترجیح میدهد و متاسفانه  با این دیدگاه مذاکرات هسته ای را پیش می برد! 


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 

درست 15 سال از آشوب 18 تیر سال ۷۸ می گذرد، آشوبی که هزینه بسیاری برای نظام داشت و همچون فتنه 88 نقش پررنگ اصلاح طلبان تند رو در آن مشهود است. چه کسی باور میکند آن فتنه عظیم بدون برنامه ریزی و تنها به دلیل بسته شدن روزنامه سلام ایجاد شده بود!در حالی که دلایلی متقن و مستند وجود دارد که مصطفی تاج زاده معاون سیاسی امنیتی وزارت کشور دولت خاتمی، تعدادی از مدیران و کارمندان جهاد دانشگاهی،معین وزیر علوم ، داوود سلیمانی عضو حزب مشارکت و معاون دانشجویی، کوهی مدیر کل سابق کوی دانشگاه و بخش هایی از دولت خاتمی هدایت مستقیم این فتنه عظیم را در دستور کار خویش داشتند و اینچنین بود که فتنه کوی دانشگاه به رغم دایره محدود خود گسترش یافت، چرا که عده ای در دولت با ریختن بنزین بر آتش این آشوب دامن می زدند و اما در بیرون با سخنرانی در جمع دانشجویان وانمود می کردند در حال آرام کردن فضا هستند! نماد این رفتار منافقانه نیز کسی نبود جز مصطفی تاج زاده، معاون سیاسی امنیتی وزارت کشور خاتمی! تاج زاده در جمع تعدادی از دانشجویانی که به سمت میدان فاطمی حرکت کرده و مقابل وزارت کشور تجمع نمودند و در آهنی وزارت کشور را از جا کندند با خونسردی سخنرانی می کند و به این جماعت که حدودا ۵۰۰ الی ۶۰۰ نفری می‌شدند می گوید: «شما چرا آمده اید اینجا؟ شما چرا درب وزارت کشور را از جا می‌کنید؟ اینجا که مال شماست. شما باید جای دیگری بروید و درب آنجا را بکنید.» و پای بلندگوی دستی مدام می‌گفت: «اینجا متعلق به خود شماست و شما اشتباهی آمده‌اید.»
این درحالی است که معین وزیر علوم استعفا می دهد و شب 17 تیر را با دانشجویان به اصطلاح معترض سپری میکند. داوود سلیمانی معاون ایشان نیز با محکومیت نیروی انتظامی از حرکت اعتراضی دانشجویان حمایت میکند!داوود سلیمانی عضو حزب مشارکت که در آن زمان معاون دانشجویی دانشگاه بود، روز هجدهم تیرماه به میان دانشجویان رفت تا فضا را قدری آرام کند اما صحبت هایی را مطرح کرد که بلافاصله با واکنش تند دانشجویان منجر شده و فضا را تندتر کرد . او به جای اینکه فضا را آرام کند، خطاب به دانشجویان گفت :«اینها ما را که نشسته‌ایم کتک می‌زنند، وای به حال شما که ایستاده‌اید!»

پایگاه شارلاتانیزم مطبوعاتی حامی دولت در روزنامه های زنجیره ای با تیتر های تنش آفرین برای تحریک مردم و دانشجویان کشته سازی میکند. تندترین شعار ها در مقابل کوی دانشگاه، توسط برخی افراد نقاب دار علیه نظام و رهبری و به نفع خاتمی داده میشود. برخی دانشجویان با پاره کردن عکس های مقام معظم رهبری عکس خاتمی را بالا برده و به نفع او شعار میدهند. حسین مظفر وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی در خاطرات خود در آن ایام میگوید: شب ۱۸ تیر دلم آرام نمی‌گرفت که به خانه بروم و اصلا خانه نرفتم وهمان شب رفتیم و درخیابان‌ها گشتیم و دیدیم افرادی عکس‌ آقای خاتمی را بالا گرفته‌اند و به نفع اقای خاتمی و علیه مقدسات شعارمی‌دهند و از آن طرف هم اتوبوس‌ها را آتش می‌زنند و شیشه‌ها را می‌شکنند. به میدان انقلاب رفتم   آن شب در اداره خوابیدم ونماز صبح خواندم و رفتم دولت.-برنامه سوم بود. تا رسیدیم به جلسه دولت گفتند بسم‌الله‌الرحمن الرحیم برنامه را باز کنید. از آن طرف بحران دارد اتفاق می‌افتد و آتش‌افکنان دارند پیشروی می‌کنند و اینها انگار ککشان هم نگزیده است. پرسیدم آقای خاتمی! دارید چه کار می‌کنید؟ جواب داد: داریم وارد دستور کار می‌شویم. گفتم: مگر شما خبر ندارید که دارد در جامعه چه می‌گذرد؟ دارند پاسگاه‌ها را می‌گیرند، دارند حمله می‌کنند دارند جلو می‌آیند. آن موقع هم تازه به کلانتری زیر پل حافظ رسیده بودند و می‌خواستند آنجا را بگیرند. گفت: می‌گویی چه کار کنیم؟ گفتم: باید بحث کنیم که این اوضاع و احوال را چه کنیم و چگونه جلوی چماقدارهایی را که دارند می‌زنند و می‌شکنند بگیریم. خاتمی گفت: به ما چه؟ ما که موافق نیستیم. گفتم: آخر عکس شما را بالای سرشان گرفته‌اند.مهاجرانی گفت هر که این غائله را بر پا کرده خودش جمعش می کند!خاتمی اگر علیه اینها موضع بگیرد از محبوبیتش کاسته می شود!

آری ۱۵ سال پس از کودتای نافرجام ۱۸ تیر ۷۸، هنوز بخش های مهمی از آن در پرده ابهام باقی مانده است. اما آنچه روشن و بدیهی است نقش تاثیرگذار بدنه دولت خاتمی در تهیج، تحریک و گسترش اعتراضات دانشجویی،برای وارد کردن فشار جهت عقب نشینی نظام از مواضع و آرمانهای انقلابی خود بود.

حادثه کوی دانشگاه،اعتصاب و تحصن مجلس ششم و فتنه سال 88 سه لکه سیاه و ننگین در پرونده سیاسی اصلاح طلبان است که تجربه تلخ آن برای دلسوزان نظام فراموش ناشدنی است.


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل


برای جماعتی از روشنفکران و برخی سیاسیون و دولتمردان دولت تدبیر و امیدکه همواره مبهوت و مغبون پیشرفت های غرب و مصداق ما نمیتوانیم  هستند بازی غرور آفرین بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران مقابل آرژانتین درسی فراموش نشدنی از ما می توانیم بود.همواره در مقابل این نظریه بومی که که می توان با اتکا به توان و استعداد داخلی و همت و تلاش مضاعف به پیشرفت دست یافت، نظریه دیگری وجود دارد که اصولا نگاه تحقیر آمیزی به توان داخلی کشور دارد که نمونه آن در سخنرانی جنجالی وزیر محترم خارجه دولت تدبیر و امید نمایان شد. آنجا که ایشان به صراحت توان نظامی ایران را نادیده می گیرد و می گوید: آمریکا می تواند با یک بمب کشور را نابود کند! بحث بر سر درست یا غلط بودن تعبیر ایشان از توان نظامی کشور نیست! بلکه مسئله نوع نگاه برخی مسئولان بلند پایه کشور است که ضعف و حقارت خود را در برابر غرب به جامعه تعمیم میدهند. در یک مقایسه، فوتبال آرژانتین چند سرو گردن از نظر تکنیک و محاسبات فنی بالاتر از فوتبال ایران است اما جنگندگی، غیرت و تلاش مضاعف بازیکنان این خلاء تکنیکی را پر کرد، و باعث احترام جهان به فوتبال ایران شد.این درحالی است که فقط در یک فاکتور یعنی مسافت دویده شده، بازیکنان ایران 8 کیلومتر بیشتر از آرژانتین دویدند. در عالم علم و تکنولوژی و صنعت نیز اینگونه است.قبول داریم که ما نسبت به پیشرفتهای علمی غرب سالها فاصله داریم اما تلاش مضاعف، همت و غیرت آمیخته با ایمان می تواند مارا با میانبری هدفمند به غرب برساند.چنانکه در هر عرصه ای که با اتکا به توان داخلی و همت مضاعف کاری را آغاز کردیم  نتیجه در خوری حاصل شد و گاهی در صدر کشورهای اول دوم جهان ایستادیم. دانش تولید سلولهای بنیادی،پیشرفتهای حیرت انگیز ایران در زیست فناوری،دستیابی به تکنولوژی هوا فضا و پرتاب ماهواره،پیشرفت های هسته ای، نانو تکنولوژی، پیشرفتهای نظامی و پزشکی و دها مورد دیگر که همگی در شرایط سخت و نفس گیر تحریم های غرب بدست آمده و مایه افتخار و مباهات است دلیلی است بر این مدعا.
و این همه مرهون مدیریت ها و تدابیر هوشمندانه رهبری فرزانه انقلاب و تلاش و همت و ایمان جوانان این مرز و بوم است. در این بین تنها رهبریست که یک تنه بر خودباوری جوانان کشور تاکید میکند و مسئولان را از چشم داشتن به خارج از مرزهای کشور برحذر میدارد و بر توان و استعداد داخلی توجه می دهد.طرح مسئله جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم، و تنظیم سند چشم انداز ایران1404  از سوی رهبری راهبرد ایشان برای رسیدن ایران به اوج قله های علم و پیشرفت است


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

به رغم تبلیغات گسترده رسانه ملی و بکارگیری همه توان تبلیغی - رسانه ای دولت برای انصراف مردم از دریافت یارانه! اما آمارها نشان میدهد قریب به اتفاق مردم برای دریافت یارانه ثبت نام کردند و در واقع به درخواست دولت تدبیر و امید وقعی ننهادند! در این وجیزه کوتاه در پی آن نیستم تا از منظر جامعه شناسی و روانشناسی به این رخداد اجتماعی بنگرم، بلکه تنها به گوشه هایی از واقعیت های جامعه اشاره میکنم که به وضوح در مقابل دیدگان ملت خودنمایی میکند!

طنز: نرم نرمک می شود یارانه قطع ؟

وقتی رئیس جمهور کشور در تعطیلات نوروز برای تفریح و استراحت به شمال و کیش مسافرت می کند! و در عین حال در مصاحبه های تلوزیونی از مردم درخواست میکند از دریافت یارانه انصراف بدهند!در حالیکه قرار است به دلیل محدودیت در درآمدها، دولت قناعت و صرفه جویی را در دستور کار خود قرار دهد اما در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) برنامه‌‌هایی با تشریفات و هزینه فراوان و با محتوا و کیفیتی غیرمذهبی همچون "شوی لباس"، "رقص دختران نوجوان"، "رقص لزگی  دختران و "کنسرت موسیقی زنان" در کاخ سعد آباد که قرار بود موزه عبرت برای عاقبت کاخ نشینی باشد!برگزار میکند و به برخی حضار که اغلب همسر وزرا ، سفرای خارجی و مدیران دولت تدبیر بودند،نفری ۵ سکه  تقدیم می شود! در شرایطی که خود رئیس جمهور، وزرا و فرمانداران پس از دریافت چندین ساله یارانه! با نامه ای دستوری از طرف دولت، از دریافت آن صرفه نظر میکنند! از آن جایی که در هیات دولت با گذراندن مصوبه ای قصد افزایش حقوق وزرا از  ماهی ۸ میلیون به ۲۰ میلیون را دارند! در شرایطی که مردم میبینند تمامی شعارهای دولت از جمله تکریم و عزت مردم در صف سبد کالا و سپس، ثبت نام یارانه لگد مال میشود! در شرایطی که مردم مشاهده می کنند در سیاست خارجی استقلال و منافع ملی یکی پس از دیگری مورد تعرض غرب و آمریکا قرار میگیرد و احترام که قرار بود به پاسپورت ایرانی برگردد از پاسپورت نماینده معرفی شده دولت در سازمان ملل برداشته میشود! در شرایطی که رسانه ملی که با تبلیغات مشمئز کننده، خود را بیشتر در قامت یک تجارتخانه اقتصادی در آورده و با کم خردی کامل و بی توجه به رصد همه شرایط اقتصادی و فرهنگی کشور بر طبل تبلیغات انصراف از یارانه می کوبد؟ و اینگونه اعتبار خود و اعتماد مردم را از دست میدهد...! 

مجموعه این اتفاق های ناخوشایند و عملکرد ناصواب! مصداق یک بام و دو هوای دولت محترم است که در نهایت، اعتماد و اطمینان مردم را نسبت به دولت از بین میبرد و بر خلاف انتظار دولت مردان! مردم همچنان برای دریافت یارانه پافشاری می کنند....


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
 یکی از شعارهای حسن روحانی قبل از انتخابات این بود که میگفت احترام را به پاسپورت ایرانی باز خواهم گرداند اما امروز کار به جایی رسیده که حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رییس جمهور ایران که تا پیش از این بارها به آمریکا رفته است، توسط سنای این کشور به خاک آمریکا ممنوع الورود شده است.

زياده طلبي هاي طرف غربي و سوءاستفاده هاي آنها از عقب نشینی های مکرر دولت روحانی!از جمله ورود آنها به مباحث موشكي، منع تحقيقات و پيشرفت هسته اي در كنار طرح درخواست هاي نامشروع و غير انساني به عنوان مطالبات حقوق بشري و نامشروع دانستن انتخابات يازدهم رياست جمهوري و انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهورُ! نشست پارلمان اروپا با منافقین و نهایتا عدم صدور ويزاي نماينده جمهوري اسلامي در مقررسازمان ملل، همه و همه نشان مي دهد که مذاکرات در مسیر اشتباه خود قرارگرفته است و وزارت امور خارجه هر چه سریعتر باید نسبت به بازگشت به مسیر عزت ملی و اسقلال کشور اقدام نماید.

نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 

افسران - صرفاً جهت اطلاع :

 عقب نشینی در میدان مبارزه، برابر است با جلو آمدن و هجوم حریف! این عقیب نشینی در ساحت سیاست به تبع آن، تبعات ناخوشایند بیشتری دارد! در میدان سیاست اگر عقب نشینی را به مثابه تاکتیک برای دور زدن حریف و غافلگیری طرف مقابل بکار بگیریم حرفی نیست! اما اگر عقب نشینی به عنوان یک روند مستمر بکار گرفته شود، آثار و پیامد های ناگواری برای کشور در پی خواهد داشت. تصویب قطعنامه ضد ایرانی پارلمان اروپا که بیشتر به قطعنامه های قرون وسطایی شبیه است را می توان از همین منظر ارزیابی کرد.

 ارسال سیگنال ضعف و ناتوانی توسط دولت روحانی اولین گام در مشتبه شدن امر برای غربی ها بود.اینکه دولت همه مشکلات اقتصادی  را به تحریم  کشور توسط غربی ربط دهد و کلید همه مشکلات را برچیدن تحریم ها عنوان کند! این که رئیس دولت در آستانه مذاکرات هسته ای از خزانه خالی کشور سخن بگوید! اینکه رئیس دیپلماسی کشور قدرت دفاعی کشور را هیچ بشمارد و ادعا کند آمریکا با یک بمب تمام توان نظامی ایران را در هم میکوبد! چه پیامی می تواند برای طرف غربی داشته باشد جز احساس ضعف و ناتوانی و استیصال طرف ایرانی!  که مصداق بارز آن در توافق نامه هسته ای ژنو نمایان شد! از آن پس سیل توهین ها و تحقیر های ملت توسط غربی ها آغاز شد و نهایتا با تصویت قطعنامه پارلمان اروپا به اوج خود رسید.

با این وصف، متاسفانه  روند این عقب‌نشینی‌ها به‌گونه‌ای بوده است که به‌طرف غربی اجازه این تصور را بدهد که ایران ممکن است برای دست‌یابی به توافق نهایی هزینه‌های بیشتری را هم بپذیرد. به خیال طرف غربی، تحریم‌ها، جمهوری اسلامی ایران را دچار شرایطی کرده‌اند که حاضر خواهد شد امتیازات بیشتری به طرف غربی بدهد.!

 حال سوال اصلی این است که آیا دولت حقوق دانان! می تواندچشم طمع غربی ها را کور کند؟! یا همچنان با  اتخاذ مواضع سست و شکننده دولت، روند توهین آمیز غرب ادامه خواهد یافت...!؟


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل
افسران - کاری میکنم که دولت به سمت مردم دست دراز کند نه مردم به سوی دولت

آغای رئیس جمحور سلام. اگر از اهوالات ما جویا می شوی بد نیستیم! هال همه ما خوبست اما تو باور نکن! الان درست چند روز است که بابا برای تهیه نان بیرون می رود اما بدون نان بر می گردد! بابا میگوید ما در مهاسره برف هستیم و مصئولان در حال بازگشایی راه ها هستند! بابا برف ها را آب می کند تا آب تو دلمان تکان نخورد! آب قتع است! برق قتع است! گاز قتع است! برف هم قتع شده! اما خبری از کمک رسانی حقوق دان ها نیست! بابا می گوید نگران نباشُ رئیس جمحورمان هقوق دانست! حتما از هقوقمان دفاع می کند! اما دیروز چند سرهنگ بسیجی برایمان نان آوردند. آنها در هوای ۱۳ درجه زیر سفر ۴ ساعت پیاده روی کرده بودند تا به ده ما رسیدند! مدرسه ما هم سغفش ریخته! اینجا ۲ متر برف آمده است! امروز انشاء داشتیم قرار بود من در باره علم بحتر است یا سروت انشاء بنویسم!من اما از نتیجه مذاکرات ژنو فحمیدم ثروت بحتر از علم است! شما علم حسته ای را تعطیل کردید تا سروت خودمان را به ما تهویل بدهند! خوب هتما شما بهتر می دانید! شما هقوق دانید! شما از هقوق ملت دفاع می کنید! بابا هم هرف شمارا قبول دارد. او هم می گوید سروت بهتر از علم است.بابا میگوید تهریم ها برداشته شود طراکتور ارزان می شود و می تواند بعد از سالها برای خودش تراکتور بخرد! اما من به بابا شک دارم! چون صبد کلا به او هم تعلق نگرفته! هتما او پولدار است و به ما نمیگفت! پس چطور می شود صبد کالا به مدیر جهاد کشاورزی شهر ما تعلق یگیرد اما به بابای من نگیرد! بابا اسلن ناراحت نیست که شما به او صبد کالا ندادید او می گوید الان سه نفر در سف های فشرده صبد کالا مرده اند! راست میگوید من صبد کالا بدون بابا نمی خواهم.سدا و صیما هم انگار از شما صبد کالا گرفته باشد که ما را نشان نمیدهد! ما الان پنج روز است که در مهاسره برفیم.البته ما برق نداریم تا تلوزیون ببینم اما از رادیو اخبار را گوش می کنیم! بابا می گوید نباید از دولت انتقاد کنیم، چون شما گفتید منتقدین دولت همه بی سفاتند!آغای رئیس جمحور اینجا هوا سرد است و جوهر خود کار یخ زده.....


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

مدعیان دولت تدبیر و امید همواره دولت پیشین را به اتهام مردم فریبی و گداپروری مورد هجوم قرار میدادند و دریافت یارانه نقدی را نمود این گداپروری قلمداد میکردند! حال اینکه دولت تدبیر و امید در اولین اقدام باصطلاح اقتصادی خود  باز همان شیوه  دولت پیشین را برای بهبود نسبی اقتصاد خانوار ها با تبلیغات فراوان در پیش گرفته است! این البته نشان از این موضوع دارد که دولت یازدهم به رغم ادعای تدبیر، هیچ تدبیر و برنامه مدون و مشخصی برای بهبود اوضاع اقتصادی کشور ندارد و همانطور که در مطالب پیشین مورد نقد قرار گرفت این دولت تمام توان خود را برای رونق اقتصاد کشور در حل و فصل برنامه هسته ای کشور  و رفع تحریم هاجستجو می کند! در ذیل به چند نمونه از شلختگی اقتصادی دولت در موضوع سبد کالا اشاره میکنم:

۱-نحوه اطلاع‌رسانی دولت درباره جزئیات سبد کالا و زمان توزیع آن در یک ماه گذشته، مردم را دچار سردرگمی کرد که البته ریشه آن را نداشتن برنامه جامع دولت در این زمینه است

۲-نحوه دسته بندی مشمولان سبد کالا کاملا خلاف عدالت است و در همین یکی دو روز نیز صدای اعتراض بسیاری از مردم را بلند کرده است. محروم ماندن روستائیان و کشاورزان از سبد کالا کاملا تعجب‌برانگیز است.

۳-توزیع برنج هندی در سبد کالا، در تضاد کامل با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و وعده‌های روحانی در انتخابات ریاست جمهوری است که فقط  موجب ایجاد اشتغال برای کارگران هندی می‌شود.

۴-دولت در تامین اعتبار سبد کالایی، اقدام غیرقانونی مرتکب شده است. دولت موظف است اجازه مجلس را برای تامین اعتبار ۱۵۰۰ میلیارد تومانی این طرح اخذ کند. این مسئله هم یادآور اقدامات خلاف قانون دولت احمدی‌نژاد است، با این تفاوت که دیگر مجلسی‌ها فریاد واقانونا سرنمی‌دهند.


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

نمی دانیم این صندلی ریاست جمهوری چه حکایتی است که جلوسش ،خلوص را می رباید! دغدغه حقیقتش، وسوسه ریاست می آفریندو قصد خدمتش، نقمت میشود برای مردم...ما البته درک میکنیم که گاهی باید بر خلاف اتهام پوپولیستی به دولت احمدی نژاد، حرفهای عوام فریبانه زد، تا جماعتی برایت کف بزنند! اما در شان و جایگاه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران نیست که برای خوشامد جماعتی از هنرمندان، نظریه ای انحرافی را که با اصول و بینات و مبانی جمهوری اسلامی و بنیانگذار آن منافات دارد، اینچنین بی توضیح صدر و ذیل موضوع، مطرح نماید.

دکتر روحانی که گویی هنوز در تب و تاب سخنرانی های تبلیغاتی ریاست جمهوری بسر می برد در شب تکریم هنر در جمع هنرمندان کشور، با سخنانی که بوی شعارهای عوام فریبانه می دهد به تخریب هنر دینی و هنرمند ارزشی می پردازد! و تقسیم بندی هنر ارزشی و هنرمند غیر ارزشی را بی مبنا و از اساس باطل توصیف می کند. یا در جای دیگر کارت زرد مجلس به وزیر فرهنگش را دستمایه گله گذاری از نمایندگان قرار میدهد و از آن بهره برداری سیاسی می نماید.ایشان در گزارش 100 روزه خود، نیز، آزادی فرهنگی را اینگونه توصیف میکند که باید همه فیلم بسازند و مردم فیلم بد را خودشان طرد میکنند و نمی بینند!(دولت نظرش این است که هیچ فیلتری بهتر از افکار عمومی مردم نیست. فیلم و هنر خوب را مردم می‌بینند. وقتی یک فیلم ساختند و مردم نرفتند ببینند، بی‌اعتنا شدند به آن فیلم‌ساز، خودش می‌داند که باید چکار کند)

 آیا در لیبرالیسم ترین حکومت ها ، در مورد مسائل فرهنگی اینگونه عمل میکنند؟ به عنوان مثال با همين ملاک ساده مطرح شده بايد مواد مخدر نيز در اين جوامع آزاد باشد چرا که در مورد آن نيز بايد گفته شود که بهترين فيلتر افکار عمومي است و وقتي مردم نخريدند فروشندگان مواد مخدر خواهند فهميد که چه کنند و به تعبيري که رئيس جمهور محترم به کار برده‌اند وقتي مردم نرفتند بخرند و بي اعتنا شدند آن فروشنده مواد مخدر خودش مي‌داند که بايد چکار کند. اگر افکار عمومی فیلتر خوبی باشد باید برای همه کالاهایی که در بازار عرضه می‌شوند با یک منطق رفتار شود و دلیل ندارد که فیلم یا کتاب یا کالای فرهنگی را دارای منطق جداگانه بدانیم. علاوه براین در مورد مستهجن نگاری‌ها و فیلم‌های مستهجن نیز همین منطق غلط می‌تواند مطرح باشد. مشخص است که اين منطق ناقص و معيوب و باطل است!

آیا آقای روحانی میخواهد برای مقبولیت بیشتر، اسلام را طوری تفسیر کند که همه خوششان بیاید!آیا فضای فرهنگی کشور باید اینگونه بی در وپیکر باشد؟ یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت است مساوی است؟ آیا هنرمندي كه دعوت به توحيد، عدالت و حمايت از محرومان ومبارزه با ظلم مي‌كند با هنرمندي كه دعوت به شرك و كفر و پذيرش بي‌عدالتي و ستم به بندگان خدا مي‌كند مساوی است؟آيا هنرمندي كه دعوت به صلح،اعتدال، پاكدامني و پرهيز از خشونت مي‌كند با هنرمندي كه دعوت به سكس و خشونت، مي‌كند مساوي است؟ P

 در دولتی که بقول رئیسش همه ممنوع القلم ها صریح القلم شدند! مقاله اختلاف انگیز و توهین آمیز روزنامه بهار به ساحت امیرالمومنین علی(ع) در شب عید غدیر تحمل میشود، اما هفته نامه انقلابی 9 دی هفته ای یک تذکر می گیرد! و نویسندگان هفته نامه یالثارات ممنوع القلم می شوند! این بام و دوهوای دولت در تحمل صدای مخالف را چگونه می توان توجیه کرد؟ آقای رئیس جمهور در جای دیگر از صحبتهای خود میگوید نگاه امنیتی به هنرنباید داشت! حال اگر هنری در خدمت اهداف دشمن، امنیت اخلاقی کشور را به مخاطره انداخت چه؟ اصلا چه کسی گفته نگاه امنیتی داشتن غلط است؟آیا امنیت فرهنگی و اخلاقی جامعه زیر شاخه امنیت ملی کشور محسوب نمیشود؟ ازآقای روحانی که خود سالها دبیر شورای امنیت ملی کشور بوده چنین مواضع سوال برانگیزی عجیب به نظر می رسد! هر که نداند فکر می کند آقای ریس جمهور با مقوله امنیت بیگانه است و یا به کلی از آدمهای امنیتی متنفر است! حال اینکه دکترروحانی، یکی از امنیتی ترین روحانیون و مسوولان کشور است! سابقه مسئولیتهای ایشان در مناصب گوناگون نظام خود گواه این مدعاست! این دولت نیز یکی از امنیتی ترین کابینه هاست! البته ما نگاهی مذموم به مقوله امنیتی بودن نداریم، چرا که برای خدمت به این نظام و مردم، انسان در هر جایگاهی از این نظام باشد ارزشمند است، اما برای دولتی که جزء امنیتی ترین افراد کشور است و کابینه ای که آن هم امنیتی ترین کابینه است، این گونه در مذمت مقوله امنیت داد سخن راندن، جز کارکرد رسانه ای و تبلیغاتی چه هدفی را دنبال میکند؟!

 به ریاست محترم جمهوری و مشاوران وی توصیه میکنیم قبل از اظهار نظر در مقولاتی از این دست، سخنان امام خمینی(ره) در این زمینه را مطالعه نمایند. امام خمینی(ره) در پیام معروف خود به هنرمندان در شهریور ۱۳۶۷ به تفاوت‌های دو مدل هنر اشاره کرده و می‌نویسند: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی- صلی‌الله ‌علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدی- علیهم‌السلام- اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم‌آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه‌داری مدرن و کمونیسم خون‌آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی‌درد، و در یک کلمه «اسلام آمریکایی» باشد.»


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

 

«غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند. آیا شما فکر کرده‌اید که آمریکا که با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم‌های نظامی ما را از کار بیندازد، از سیستم نظامی ما می‌ترسد؟‌آیا واقعاً به خاطر سیستم نظامی ماست که آمریکا جلو نمی‌آید؟»

این جمله شاید از هر شخصیتی سر میزد اینقدر محل تامل نبود که از جناب دیپلمات کارکشته و همه فن ظریف سر زد! «رئيس دیپلماسی کشور» در نشست با دانشجویان با بیان جمله فوق در کمال ناباوری، کشور خود را از نظر قدرت نظامی حقیر جلوه میدهد! تا جایی که میگوید ایالات متحده آمریکا می تواند با یک بمب تمام سیستمهای نظامی کشور را از کار بیندازد!

 صرف نظر از درست یا غلط بودن این ادعا، عدم اعتماد به قدرت نظامی کشور در وجود عالی ترین مقام دیپلماسی کشور بسیار عجیب به نظر میرسد! این امر موید اینست که دیپلماتها و حقوق دانان کشور حتی در بالاترین سطح از درک توانمندیهای نظامی کشور محروم مانده اند!!! آقای ظریف حتما از نقش  میلیتاری در کنار دیپلماسی آگاه است. حتما استحضار دارند که قدرت میلیتاری مکمل قدرت دیپلماسی است Military Power role in Diplomacy .

ديپلماسي را مترادف با مذاكره و به صورت يك « ابزار»، وسيله و روش در سياست مملكتي دانسته اند. از آنجا كه مذاكره همواره بين دو طرف به منظور حصول به توافق صورت مي گيرد، لذا وجود قدرت نظامی به عنوان پشتوانه قدرتمند و مؤثر براي «وادارکردن» طرف مقابل به پذيرفتن خواسته ها و آراء ما، مي تواند در ديپلماسي بسيار مفيد و تسهيل كننده باشد. .بهترين تفسير از نقش قدرت نظامي در ديپلماسي يك بيت شعر معروف از پدر شعر و ادب ايران زمين سعدي عليه الرحمه است كه فرموده است:
برو قوي شو اگر راحت جهان طلبي كه در نظام طبيعت ضعيف پايمال است.

به نظر میرسد سرهنگ های کشور برای آگاهی بیشتر دیپلماتها و حقوق دان های کشور یک تور گردشگری نظامی برای جناب ظریف و هیات همراه برگزار نمایند! تا بالاترین مقام دیپلماسی کشور اینگونه خود و کشورش را در مقابل آمریکا خلع سلاح نبیند!!!


نوشته شده در تاريخ توسط  سردار جنگل

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}